subfamily

[ایالات متحده]/sʌbˈfæm.əl.i/
[بریتانیا]/sʌbˈfæm.ə.li/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دسته‌بندی تاکسونومیک که زیر یک خانواده و بالای یک جنس قرار دارد
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

subfamily classification

طبقه‌بندی زیرخانواده

subfamily level

سطح زیرخانواده

subfamily name

نام زیرخانواده

subfamily group

گروه زیرخانواده

subfamily structure

ساختار زیرخانواده

subfamily traits

ویژگی‌های زیرخانواده

subfamily members

اعضای زیرخانواده

subfamily diversity

تنوع زیرخانواده

subfamily variation

تغییرات زیرخانواده

subfamily relationships

روابط زیرخانواده

جملات نمونه

the tiger belongs to the subfamily pantherinae.

ببر به زیرخانواده پانترینائ تعلق دارد.

many species in the subfamily caninae are known for their social behavior.

بسیاری از گونه‌ها در زیرخانواده کانی‌این برای رفتار اجتماعی خود شناخته می‌شوند.

this plant subfamily is characterized by its unique leaf structure.

این زیرخانواده گیاهان با ساختار برگ خاص خود مشخص می‌شود.

in taxonomy, a subfamily is a rank below family.

در طبقه‌بندی، یک زیرخانواده رتبه‌ای پایین‌تر از خانواده است.

the subfamily felinae includes most of the smaller cat species.

زیرخانواده فِلی‌این شامل بیشتر گونه‌های کوچک گربه است.

researchers study the genetic diversity within the subfamily.

محققان تنوع ژنتیکی را در داخل زیرخانواده مطالعه می‌کنند.

some members of the subfamily apidae are important pollinators.

برخی از اعضای زیرخانواده آپیدئ، گرده‌افشانی کنندگان مهمی هستند.

the subfamily of orchids is vast and diverse.

زیرخانواده ارکیده‌ها بسیار بزرگ و متنوع است.

we need to classify these organisms into their correct subfamily.

ما باید این ارگانیسم‌ها را در زیرخانواده صحیح خود طبقه‌بندی کنیم.

each subfamily has its own distinct characteristics.

هر زیرخانواده ویژگی‌های خاص خود را دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید