sublimed

[ایالات متحده]/səˈblaɪmd/
[بریتانیا]/səˈblaɪmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته sublime
adj. تأثیرگذار; افراطی; بی‌پروا; بلند یا والا

عبارات و ترکیب‌ها

sublimed beauty

زیبایی والّا

sublimed experience

تجربه‌ی والّا

sublimed thoughts

افکار والّا

sublimed moments

لحظات والّا

sublimed art

هنر والّا

sublimed emotions

احساسات والّا

sublimed ideals

آرمان‌های والّا

sublimed spirit

روح والّا

sublimed nature

طبیعت والّا

sublimed love

عشق والّا

جملات نمونه

her emotions sublimed into a beautiful poem.

احساسات او به یک شعر زیبا تبدیل شد.

the artist sublimed his experiences into stunning paintings.

هنرمند تجربیات خود را به نقاشی‌های خیره‌کننده تبدیل کرد.

through meditation, he sublimed his thoughts to a higher level.

از طریق مدیتیشن، او افکار خود را به سطح بالاتری برد.

her love for nature sublimed into a lifelong commitment to conservation.

عشق او به طبیعت به تعهد طولانی مدت به حفاظت از آن تبدیل شد.

the team's hard work sublimed into a championship victory.

تلاش‌های سخت تیم به پیروزی قهرمانی تبدیل شد.

his struggles sublimed into a powerful message of hope.

مشکلات او به یک پیام قدرتمند امید تبدیل شد.

she sublimed her pain into a moving story.

او درد خود را به یک داستان تاثیرگذار تبدیل کرد.

the experience sublimed into a profound understanding of life.

تجربه به درک عمیقی از زندگی تبدیل شد.

the lecture sublimed complex ideas into simple concepts.

سخنرانی ایده‌های پیچیده را به مفاهیم ساده تبدیل کرد.

his passion for science sublimed into a groundbreaking discovery.

اشتیاق او به علم به یک کشف بزرگ منجر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید