suborns justice
تبدید عدالت
suborns witnesses
تبدید شهود
suborns officials
تبدید مقامات
suborns evidence
تبدید مدارک
suborns loyalty
تبدید وفاداری
suborns actions
تبدید اقدامات
suborns truth
تبدید حقیقت
suborns integrity
تبدید یکپارچگی
suborns power
تبدید قدرت
suborns trust
تبدید اعتماد
he suborns witnesses to testify falsely.
او شاهدان را برای شهادت دروغ استخدام میکند.
they suborned officials to overlook their illegal activities.
آنها مقامات را استخدام کردند تا از فعالیتهای غیرقانونی آنها چشمپوشی کنند.
she was accused of suborning a police officer.
او به فریب دادن یک افسر پلیس متهم شد.
suborning someone can lead to serious legal consequences.
فریب دادن کسی میتواند منجر به عواقب قانونی جدی شود.
the lawyer was found guilty of suborning perjury.
وکیل به دلیل فریب دادن برای شهادت دروغگويانه گناهکار شناخته شد.
he tried to suborn a judge during the trial.
او سعی کرد در طول محاکمه یک قاضی را فریب دهد.
suborning a witness is a criminal offense.
فریب دادن شاهدان یک جرم کیفری است.
they were caught suborning evidence to support their case.
آنها در حال فریب دادن مدارک برای حمایت از پرونده خود دستگیر شدند.
suborning individuals can undermine the justice system.
فریب دادن افراد میتواند سیستم عدالت را تضعیف کند.
he faced charges for suborning multiple witnesses.
او به اتهام فریب دادن چندین شاهد با اتهامات روبرو شد.
suborns justice
تبدید عدالت
suborns witnesses
تبدید شهود
suborns officials
تبدید مقامات
suborns evidence
تبدید مدارک
suborns loyalty
تبدید وفاداری
suborns actions
تبدید اقدامات
suborns truth
تبدید حقیقت
suborns integrity
تبدید یکپارچگی
suborns power
تبدید قدرت
suborns trust
تبدید اعتماد
he suborns witnesses to testify falsely.
او شاهدان را برای شهادت دروغ استخدام میکند.
they suborned officials to overlook their illegal activities.
آنها مقامات را استخدام کردند تا از فعالیتهای غیرقانونی آنها چشمپوشی کنند.
she was accused of suborning a police officer.
او به فریب دادن یک افسر پلیس متهم شد.
suborning someone can lead to serious legal consequences.
فریب دادن کسی میتواند منجر به عواقب قانونی جدی شود.
the lawyer was found guilty of suborning perjury.
وکیل به دلیل فریب دادن برای شهادت دروغگويانه گناهکار شناخته شد.
he tried to suborn a judge during the trial.
او سعی کرد در طول محاکمه یک قاضی را فریب دهد.
suborning a witness is a criminal offense.
فریب دادن شاهدان یک جرم کیفری است.
they were caught suborning evidence to support their case.
آنها در حال فریب دادن مدارک برای حمایت از پرونده خود دستگیر شدند.
suborning individuals can undermine the justice system.
فریب دادن افراد میتواند سیستم عدالت را تضعیف کند.
he faced charges for suborning multiple witnesses.
او به اتهام فریب دادن چندین شاهد با اتهامات روبرو شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید