subrange

[ایالات متحده]/ˈsʌb.reɪndʒ/
[بریتانیا]/ˈsʌb.reɪndʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دامنه یا منطقه تحت‌النفوذ
Word Forms
جمعsubranges

عبارات و ترکیب‌ها

subrange selection

انتخاب زیرمحدوده

subrange query

پرس و جوی زیرمحدوده

subrange analysis

تجزیه و تحلیل زیرمحدوده

subrange filter

فیلتر زیرمحدوده

subrange definition

تعریف زیرمحدوده

subrange values

مقادیر زیرمحدوده

subrange limits

محدودیت های زیرمحدوده

subrange function

تابع زیرمحدوده

subrange mapping

نگاشت زیرمحدوده

subrange settings

تنظیمات زیرمحدوده

جملات نمونه

the subrange of values is critical for accurate analysis.

محدوده فرعی مقادیر برای تجزیه و تحلیل دقیق بسیار مهم است.

we need to define the subrange for our experiment.

ما باید محدوده فرعی را برای آزمایش خود تعریف کنیم.

the algorithm focuses on a specific subrange of data.

الگوریتم بر روی یک محدوده فرعی خاص از داده ها تمرکز می کند.

can you identify the subrange of interest in this dataset?

آیا می توانید محدوده فرعی مورد نظر را در این مجموعه داده شناسایی کنید؟

adjusting the subrange can improve the model's performance.

تنظیم محدوده فرعی می تواند عملکرد مدل را بهبود بخشد.

the software allows users to select a subrange of options.

نرم افزار به کاربران اجازه می دهد تا یک محدوده فرعی از گزینه ها را انتخاب کنند.

understanding the subrange helps in better decision-making.

درک محدوده فرعی به تصمیم گیری بهتر کمک می کند.

the researcher analyzed a subrange of the population for the study.

محقق یک محدوده فرعی از جمعیت را برای مطالعه تجزیه و تحلیل کرد.

we can optimize the process by narrowing the subrange.

ما می توانیم با محدود کردن محدوده فرعی، فرآیند را بهینه کنیم.

the report highlighted the importance of the subrange in the findings.

گزارش بر اهمیت محدوده فرعی در یافته ها تأکید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید