subsisted

[ایالات متحده]/səbˈsɪstɪd/
[بریتانیا]/səbˈsɪstɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.با حداقل منابع زندگی را حفظ کرد

عبارات و ترکیب‌ها

subsisted on

بر اساس

subsisted through

در طول

subsisted in

در

subsisted by

با استفاده از

subsisted under

تحت

subsisted alongside

در کنار

subsisted despite

با وجود

subsisted with

با

subsisted until

تا زمانی که

subsisted during

در طول

جملات نمونه

they subsisted on a diet of fruits and vegetables.

آنها از رژیم غذایی میوه و سبزیجات امرار معاش می‌کردند.

for years, the family subsisted in poverty.

برای سال‌ها، خانواده در فقر زندگی می‌کرد.

many animals subsisted in the harsh winter conditions.

بسیاری از حیوانات در شرایط سخت زمستان زنده ماندند.

the community subsisted through local trade.

جامعه از طریق تجارت محلی امرار معاش می‌کرد.

they subsisted by hunting and gathering.

آنها با شکار و جمع آوری امرار معاش می‌کردند.

during the drought, the farmers subsisted on stored grains.

در طول خشکسالی، کشاورزان از غلات ذخیره شده امرار معاش می‌کردند.

he subsisted as a freelance writer.

او به عنوان یک نویسنده آزاد امرار معاش می‌کرد.

they subsisted in a remote village with limited resources.

آنها در یک روستای دورافتاده با منابع محدود امرار معاش می‌کردند.

the tribe subsisted on fishing and farming.

قبيله از ماهیگیری و کشاورزی امرار معاش می‌کرد.

in the past, many people subsisted on barter systems.

در گذشته، بسیاری از مردم از طریق سیستم مبادله امرار معاش می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید