sudatory

[ایالات متحده]/ˈsʌdəˌtɔːri/
[بریتانیا]/ˈsʌdəˌtɔri/

ترجمه

adj. باعث یا ترویج‌دهنده عرق‌ریزی
n. عاملی که عرق‌ریزی را القا می‌کند؛ اتاقی که برای عرق‌ریزی طراحی شده است
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

sudatory glands

غدد عرق‌ساز

sudatory response

پاسخ تعرق

sudatory secretion

ترشح عرق

sudatory mechanism

مکانیسم تعرق

sudatory function

عملکرد تعرق

sudatory activity

فعالیت تعرق

sudatory effects

اثرات تعرق

sudatory system

سیستم تعرق

sudatory control

کنترل تعرق

sudatory reflex

رفلکس تعرق

جملات نمونه

the sudatory glands are responsible for regulating body temperature.

غدد عرق‌انگیز مسئول تنظیم دمای بدن هستند.

during intense exercise, the sudatory response increases significantly.

در طول ورزش شدید، پاسخ تعریق به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد.

the sudatory system plays a crucial role in maintaining homeostasis.

سیستم تعریق نقش حیاتی در حفظ هموستاز ایفا می‌کند.

some people have more active sudatory glands than others.

برخی افراد غدد عرق‌انگیز فعال‌تری نسبت به دیگران دارند.

excessive sudatory activity can lead to dehydration.

فعالیت بیش از حد تعریق می‌تواند منجر به کم‌آبی شود.

understanding the sudatory process is important for athletes.

درک فرآیند تعریق برای ورزشکاران مهم است.

he noticed an increase in sudatory secretion during the hot summer months.

او افزایش ترشح عرق را در ماه‌های گرم تابستان متوجه شد.

some medical conditions can affect sudatory function.

برخی شرایط پزشکی می‌توانند بر عملکرد غدد عرق تأثیر بگذارند.

maintaining hydration is essential for proper sudatory function.

حفظ آب‌رسانی برای عملکرد صحیح غدد عرق ضروری است.

they studied the sudatory responses of different individuals under stress.

آنها به بررسی پاسخ‌های تعریق افراد مختلف در شرایط استرس‌زا پرداختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید