sudsiness

[ایالات متحده]/[ˈsʌdɪnɪs]/
[بریتانیا]/[ˈsʌdɪnɪs]/

ترجمه

n. حالت یا کیفیت پف کردن یا صابونی بودن؛ کیفیت پف یا صابونی
adj. پر از پف یا صابون

عبارات و ترکیب‌ها

sudsiness level

سطح پاک کنندگی

sudsiness test

آزمایش پاک کنندگی

sudsiness problem

مشکل پاک کنندگی

جملات نمونه

the dish soap left a surprising amount of sudsiness on the dishes.

صابون ظرف‌شویی یک مقدار ناگهانی از پف‌های پاک‌کننده را روی ظروف باقی گذاشت.

we noticed a slight sudsiness in the water after washing the car.

پس از شستن ماشین، ما یک مقدار کمی از پف‌های پاک‌کننده در آب متوجه شدیم.

the beer had a pleasant sudsiness that made it refreshing to drink.

این بی‌ال‌ال یک پف‌های پاک‌کننده لذت‌بخش داشت که آن را خوش‌مزه کرد.

the excessive sudsiness of the shampoo was a bit messy in the shower.

پف‌های زیاد شامپو در حمام کمی فوضی‌آور بود.

the sudsiness of the foam indicated a high concentration of soap.

پف‌های پاک‌کننده در پوسته نشان‌دهنده غلظت بالایی از پاک‌کننده بود.

he preferred beers with a moderate sudsiness over those with none at all.

او بی‌ال‌هایی با پف‌های معتدل را بهتر از آنهایی که هیچ پفی نداشتند دوست داشت.

the sudsiness of the cleaning solution helped lift the grease from the pan.

پف‌های پاک‌کننده محلول تمیز کردن کمک کرد تا چربی از چرخه پاک شود.

the children loved playing with the sudsiness created by the bubble bath.

کودکان دوست داشتند با پف‌هایی که توسط حمام پف‌های ایجاد شدند بازی کنند.

the sudsiness of the foam fire extinguisher was impressive to watch.

پف‌های پوسته اطفا کننده آتش به نظر جالب بود.

a good head of sudsiness is a sign of a well-poured beer.

یک سر خوب از پف‌های پاک‌کننده نشان‌دهنده یک بی‌ال‌ال خوب ریخته شده است.

the sudsiness of the ocean waves created a beautiful, foamy crest.

پف‌های موج‌های اقیانوس یک اوج زیبای پف‌هایی ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید