suffusions

[ایالات متحده]/səˈfjuːʒən/
[بریتانیا]/səˈfjuːʒən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پخش یا نفوذ؛ خارج شدن خون؛ حالت پر بودن

عبارات و ترکیب‌ها

suffusion of light

نفوذ نور

suffusion of color

نفوذ رنگ

suffusion of warmth

نفوذ گرما

suffusion of sound

نفوذ صدا

suffusion of joy

نفوذ شادی

suffusion of emotion

نفوذ احساسات

suffusion of energy

نفوذ انرژی

suffusion of flavor

نفوذ طعم

suffusion of peace

نفوذ صلح

suffusion of beauty

نفوذ زیبایی

جملات نمونه

the suffusion of light in the room created a warm atmosphere.

نور ملایمی که در اتاق وجود داشت، فضایی گرم و صمیمی ایجاد کرد.

there was a suffusion of colors in the sunset.

در غروب آفتاب، رنگ‌هایی به هم آمیخته بودند.

the artist's work is known for its suffusion of emotion.

اثر هنرمند به دلیل سرشار بودن از احساسات شناخته شده است.

the suffusion of flavors in the dish was delightful.

ترکیب طعم‌ها در غذا بسیار لذت‌بخش بود.

her voice had a suffusion of sweetness that captivated everyone.

صدای او شیرینی خاصی داشت که همه را مجذوب خود کرد.

there was a suffusion of joy during the celebration.

در طول جشن، شادی به همه جا نفوذ کرده بود.

the suffusion of ideas led to a productive discussion.

جریان ایده‌ها منجر به بحثی سازنده شد.

she felt a suffusion of pride after her achievement.

او پس از دستاوردش احساس غرور کرد.

the suffusion of mist added to the mystery of the landscape.

مه، به رمز و راز منظره افزود.

his speech was marked by a suffusion of sincerity.

سخنرانی او با صراحت و صداقت مشخص بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید