| جمع | summersets |
summerset park
پارک سامرست
summerset road
خیابان سامرست
summerset estate
املاک سامرست
summerset festival
جشنواره سامرست
summerset school
مدرسه سامرست
summerset village
دهکده سامرست
summerset club
باشگاه سامرست
summerset house
خانه سامرست
summerset bridge
پل سامرست
summerset center
مرکز سامرست
we enjoyed a beautiful summerset by the beach.
ما از یک روز تعطیل تابستانی زیبا کنار ساحل لذت بردیم.
the summerset brought a sense of peace to the town.
تعطیلات تابستانی حسی از آرامش را به شهر آورد.
during the summerset, the sky turned a brilliant orange.
در طول تعطیلات تابستانی، آسمان به رنگ نارنجی درخشانی تغییر کرد.
we took a long walk during the summerset hours.
ما در طول ساعات تعطیلات تابستانی پیادهروی طولانی رفتیم.
the summerset festival attracted many visitors.
جشنواره تعطیلات تابستانی بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب کرد.
children played joyfully as the summerset approached.
کودکان با شادی بازی کردند زیرا تعطیلات تابستانی نزدیک می شد.
she captured the beauty of the summerset in her painting.
او زیبایی تعطیلات تابستانی را در نقاشی خود به تصویر کشید.
the summerset breeze was refreshing after a hot day.
نسیم تعطیلات تابستانی پس از یک روز داغ دلپذیر بود.
we planned a picnic to celebrate the summerset.
ما برای بزرگداشت تعطیلات تابستانی یک پیک نیک برنامه ریزی کردیم.
as the summerset ended, the stars began to twinkle.
همانطور که تعطیلات تابستانی به پایان رسید، ستاره ها شروع به چشمک زدن کردند.
summerset park
پارک سامرست
summerset road
خیابان سامرست
summerset estate
املاک سامرست
summerset festival
جشنواره سامرست
summerset school
مدرسه سامرست
summerset village
دهکده سامرست
summerset club
باشگاه سامرست
summerset house
خانه سامرست
summerset bridge
پل سامرست
summerset center
مرکز سامرست
we enjoyed a beautiful summerset by the beach.
ما از یک روز تعطیل تابستانی زیبا کنار ساحل لذت بردیم.
the summerset brought a sense of peace to the town.
تعطیلات تابستانی حسی از آرامش را به شهر آورد.
during the summerset, the sky turned a brilliant orange.
در طول تعطیلات تابستانی، آسمان به رنگ نارنجی درخشانی تغییر کرد.
we took a long walk during the summerset hours.
ما در طول ساعات تعطیلات تابستانی پیادهروی طولانی رفتیم.
the summerset festival attracted many visitors.
جشنواره تعطیلات تابستانی بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب کرد.
children played joyfully as the summerset approached.
کودکان با شادی بازی کردند زیرا تعطیلات تابستانی نزدیک می شد.
she captured the beauty of the summerset in her painting.
او زیبایی تعطیلات تابستانی را در نقاشی خود به تصویر کشید.
the summerset breeze was refreshing after a hot day.
نسیم تعطیلات تابستانی پس از یک روز داغ دلپذیر بود.
we planned a picnic to celebrate the summerset.
ما برای بزرگداشت تعطیلات تابستانی یک پیک نیک برنامه ریزی کردیم.
as the summerset ended, the stars began to twinkle.
همانطور که تعطیلات تابستانی به پایان رسید، ستاره ها شروع به چشمک زدن کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید