sumpter

[ایالات متحده]/ˈsʌmptə/
[بریتانیا]/ˈsʌmptə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که حیوانات بارکش را می‌راند؛ حیوان بارکش، مانند اسب یا الاغ، که برای حمل بار استفاده می‌شود
Word Forms
جمعsumpters

عبارات و ترکیب‌ها

sumpter truck

کامیون سوْمپتر

sumpter horse

اسب سوْمپتر

sumpter load

بار سوْمپتر

sumpter service

خدمات سوْمپتر

sumpter transport

حمل و نقل سوْمپتر

sumpter operation

عملیات سوْمپتر

sumpter equipment

تجهیزات سوْمپتر

sumpter business

کسب و کار سوْمپتر

sumpter team

تیم سوْمپتر

sumpter supply

تامین سوْمپتر

جملات نمونه

the sumpter carried the heavy load across the mountain.

حمل‌دار بار سنگین را از فراز کوه حمل کرد.

we hired a sumpter to help with our expedition.

ما یک حمل‌دار استخدام کردیم تا به экспедиشن ما کمک کند.

during the journey, the sumpter proved to be invaluable.

در طول سفر، حمل‌دار ارزشمند بود.

the farmer used a sumpter to transport goods to the market.

کشاورز از حمل‌دار برای حمل کالا به بازار استفاده کرد.

she trained her sumpter to follow commands easily.

او حمل‌دار خود را آموزش داد تا به راحتی دستورات را دنبال کند.

they loaded the sumpter with supplies for the journey.

آنها حمل‌دار را با لوازم مورد نیاز برای سفر بار کردند.

the sumpter was a reliable companion on the trail.

حمل‌دار یک همراه قابل اعتماد در مسیر بود.

after the long trek, the sumpter needed rest.

پس از سفر طولانی، حمل‌دار به استراحت نیاز داشت.

he admired the strength of the sumpter as it climbed the hill.

او به قدرت حمل‌دار در هنگام بالا رفتن از تپه تحسین کرد.

the local villagers relied on sumpters for transportation.

روستاییان محلی برای حمل و نقل به حمل‌دار متکی بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید