sunray

[ایالات متحده]/ˈsʌnreɪ/
[بریتانیا]/ˈsʌnreɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پرتو نور خورشید؛ پرتو فرابنفش

عبارات و ترکیب‌ها

sunray light

نور پرتو خورشید

sunray beam

تابش پرتو خورشید

sunray effect

اثر پرتو خورشید

sunray filter

فیلتر پرتو خورشید

sunray warmth

گرماي پرتو خورشید

sunray glow

درخشش پرتو خورشید

sunray dance

رقص پرتو خورشید

sunray path

مسیر پرتو خورشید

sunray touch

احساس پرتو خورشید

sunray horizon

افق پرتو خورشید

جملات نمونه

the sunray filtered through the leaves.

نور خورشید از میان برگ‌ها عبور می‌کرد.

she felt a warm sunray on her face.

او یک بار دیگر گرمای نور خورشید را روی صورت خود احساس کرد.

the garden was alive with sunrays at dawn.

باطل در سحرگاه، باغ با نور خورشید زنده شد.

he basked in the sunray by the pool.

او در کنار استخر در نور خورشید آفتاب گرفت.

sunrays danced on the water's surface.

نور خورشید روی سطح آب می‌رقصید.

the painting captured the beauty of a sunray.

نقاشی زیبایی نور خورشید را به تصویر کشید.

she took a moment to enjoy the sunray.

او لحظه‌ای را برای لذت بردن از نور خورشید وقت گذاشت.

sunrays can brighten even the gloomiest days.

نور خورشید می‌تواند حتی تیره‌ترین روزها را روشن کند.

the sunray illuminated the entire room.

نور خورشید کل اتاق را روشن کرد.

he captured the moment when a sunray broke through the clouds.

او لحظه‌ای را که یک بار دیگر از میان ابرها عبور کرد، ثبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید