sunray light
نور پرتو خورشید
sunray beam
تابش پرتو خورشید
sunray effect
اثر پرتو خورشید
sunray filter
فیلتر پرتو خورشید
sunray warmth
گرماي پرتو خورشید
sunray glow
درخشش پرتو خورشید
sunray dance
رقص پرتو خورشید
sunray path
مسیر پرتو خورشید
sunray touch
احساس پرتو خورشید
sunray horizon
افق پرتو خورشید
the sunray filtered through the leaves.
نور خورشید از میان برگها عبور میکرد.
she felt a warm sunray on her face.
او یک بار دیگر گرمای نور خورشید را روی صورت خود احساس کرد.
the garden was alive with sunrays at dawn.
باطل در سحرگاه، باغ با نور خورشید زنده شد.
he basked in the sunray by the pool.
او در کنار استخر در نور خورشید آفتاب گرفت.
sunrays danced on the water's surface.
نور خورشید روی سطح آب میرقصید.
the painting captured the beauty of a sunray.
نقاشی زیبایی نور خورشید را به تصویر کشید.
she took a moment to enjoy the sunray.
او لحظهای را برای لذت بردن از نور خورشید وقت گذاشت.
sunrays can brighten even the gloomiest days.
نور خورشید میتواند حتی تیرهترین روزها را روشن کند.
the sunray illuminated the entire room.
نور خورشید کل اتاق را روشن کرد.
he captured the moment when a sunray broke through the clouds.
او لحظهای را که یک بار دیگر از میان ابرها عبور کرد، ثبت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید