superficiess

[ایالات متحده]/sjuːpəˈfɪʃiːz/
[بریتانیا]/sjuːpəˈfɪʃiːz/

ترجمه

n. سطح، ظاهر، شکل بیرونی؛ ظاهر؛ (ریاضی) سطح؛ مساحت؛ (قانون رم) حقوق بر زمین؛ ساختمان‌های بالای زمین

عبارات و ترکیب‌ها

superficiess area

مساحت

superficiess tension

کشش

superficiess properties

ویژگی‌ها

superficiess roughness

ناهمواری

superficiess energy

انرژی

superficiess effects

اثرات

superficiess phenomena

پدیده‌ها

superficiess analysis

تجزیه و تحلیل

superficiess interactions

تعاملات

superficiess modification

تغییر

جملات نمونه

superficies can refer to the outer layer of an object.

سطح می‌تواند به لایه بیرونی یک شیء اشاره کند.

we should look beyond the superficies to understand the deeper meaning.

ما باید فراتر از سطح به دنبال درک معنای عمیق‌تر باشیم.

superficies in art can sometimes mislead the viewer.

سطح در هنر گاهی اوقات می‌تواند بیننده را فریب دهد.

the scientist studied the superficies of the mineral sample.

دانشمند سطح نمونه سنگ معدن را مطالعه کرد.

superficies can influence our perception of beauty.

سطح می‌تواند بر درک ما از زیبایی تأثیر بگذارد.

he focused too much on the superficies of the argument.

او بیش از حد روی سطح استدلال تمرکز کرد.

understanding the superficies is important in design.

درک سطح در طراحی مهم است.

the arquitect emphasized the superficies of the building.

معمار بر سطح ساختمان تأکید کرد.

superficies can change depending on the material used.

سطح می‌تواند بسته به مواد مورد استفاده تغییر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید