superimposing

[ایالات متحده]/ˌsuːpərɪmˈpəʊzɪŋ/
[بریتانیا]/ˌsuːpərɪmˈpoʊzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل قرار دادن یک چیز بر روی چیز دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

superimposing images

چاپ روی تصاویر

superimposing layers

چاپ روی لایه ها

superimposing patterns

چاپ روی الگوها

superimposing graphics

چاپ روی نمودارها

superimposing effects

چاپ روی جلوه‌های ویژه

superimposing text

چاپ روی متن

superimposing colors

چاپ روی رنگ‌ها

superimposing shapes

چاپ روی اشکال

superimposing designs

چاپ روی طرح‌ها

superimposing charts

چاپ روی نمودارها

جملات نمونه

the artist is superimposing different colors to create a unique effect.

هنرمند رنگ‌های مختلف را روی هم قرار می‌دهد تا جلوه‌ای منحصر به فرد ایجاد کند.

superimposing images can lead to interesting visual results.

همپوشانی تصاویر می‌تواند منجر به نتایج بصری جالب شود.

they are superimposing the new design over the old one.

آنها طرح جدید را روی طرح قدیمی همپوشانی می‌کنند.

superimposing layers of sound creates a rich audio experience.

همپوشانی لایه‌های صدا یک تجربه صوتی غنی ایجاد می‌کند.

the architect is superimposing the blueprint onto the site map.

معمار نقشه‌ها را روی نقشه سایت همپوشانی می‌کند.

in photography, superimposing can enhance the storytelling.

در عکاسی، همپوشانی می‌تواند داستان‌سرایی را تقویت کند.

superimposing text over images can improve communication.

همپوشانی متن روی تصاویر می‌تواند ارتباطات را بهبود بخشد.

scientists are superimposing data to analyze patterns.

دانشمندان داده‌ها را روی هم قرار می‌دهند تا الگوها را تجزیه و تحلیل کنند.

superimposing graphs helps in comparing trends easily.

همپوشانی نمودارها به مقایسه آسان روندها کمک می‌کند.

she is superimposing her own style onto traditional techniques.

او سبک خود را روی تکنیک‌های سنتی همپوشانی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید