certain surenesses
حس بقیدیت های خاص
deep surenesses
حس بقیدیت های عمیق
inner surenesses
حس بقیدیت های درونی
varied surenesses
حس بقیدیت های متنوع
personal surenesses
حس بقیدیت های شخصی
shared surenesses
حس بقیدیت های مشترک
emotional surenesses
حس بقیدیت های احساسی
unwavering surenesses
حس بقیدیت های استوار
quiet surenesses
حس بقیدیت های آرام
universal surenesses
حس بقیدیت های جهانی
her surenesses in her decisions inspire confidence in others.
قطعیت او در تصمیماتش باعث الهامبخشی و اعتماد به نفس در دیگران میشود.
despite the challenges, his surenesses kept the team motivated.
با وجود چالشها، قطعیت او تیم را با انگیزه نگه داشت.
his surenesses during the presentation impressed the audience.
قطعیت او در طول ارائه، مخاطبان را تحت تاثیر قرار داد.
she spoke with surenesses that captivated everyone in the room.
او با قطعتی صحبت کرد که همه را در اتاق مجذوب خود کرد.
her surenesses in her abilities helped her achieve her goals.
قطعیت او در تواناییهایش به او کمک کرد تا به اهداف خود دست یابد.
the coach praised the players for their surenesses on the field.
مربی بازیکنان را به خاطر قطعیت خود در زمین بازی تحسین کرد.
his surenesses in negotiations led to a successful deal.
قطعیت او در مذاکرات منجر به یک معامله موفق شد.
she approached the challenge with surenesses that few possess.
او این چالش را با قطعتی روبرو شد که خیلیها ندارند.
her surenesses in her opinions often sparked lively discussions.
قطعیت او در نظراتش اغلب باعث ایجاد بحثهای پر جنب و جوش میشد.
his surenesses in the interview helped him land the job.
قطعیت او در مصاحبه به او کمک کرد تا شغل را بدست آورد.
certain surenesses
حس بقیدیت های خاص
deep surenesses
حس بقیدیت های عمیق
inner surenesses
حس بقیدیت های درونی
varied surenesses
حس بقیدیت های متنوع
personal surenesses
حس بقیدیت های شخصی
shared surenesses
حس بقیدیت های مشترک
emotional surenesses
حس بقیدیت های احساسی
unwavering surenesses
حس بقیدیت های استوار
quiet surenesses
حس بقیدیت های آرام
universal surenesses
حس بقیدیت های جهانی
her surenesses in her decisions inspire confidence in others.
قطعیت او در تصمیماتش باعث الهامبخشی و اعتماد به نفس در دیگران میشود.
despite the challenges, his surenesses kept the team motivated.
با وجود چالشها، قطعیت او تیم را با انگیزه نگه داشت.
his surenesses during the presentation impressed the audience.
قطعیت او در طول ارائه، مخاطبان را تحت تاثیر قرار داد.
she spoke with surenesses that captivated everyone in the room.
او با قطعتی صحبت کرد که همه را در اتاق مجذوب خود کرد.
her surenesses in her abilities helped her achieve her goals.
قطعیت او در تواناییهایش به او کمک کرد تا به اهداف خود دست یابد.
the coach praised the players for their surenesses on the field.
مربی بازیکنان را به خاطر قطعیت خود در زمین بازی تحسین کرد.
his surenesses in negotiations led to a successful deal.
قطعیت او در مذاکرات منجر به یک معامله موفق شد.
she approached the challenge with surenesses that few possess.
او این چالش را با قطعتی روبرو شد که خیلیها ندارند.
her surenesses in her opinions often sparked lively discussions.
قطعیت او در نظراتش اغلب باعث ایجاد بحثهای پر جنب و جوش میشد.
his surenesses in the interview helped him land the job.
قطعیت او در مصاحبه به او کمک کرد تا شغل را بدست آورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید