survivable conditions
شرایط قابل تحمل
survivable situation
شرایط قابل تحمل
survivable injuries
آسیب های قابل تحمل
survivable outcomes
نتایج قابل تحمل
survivable environment
محیط قابل تحمل
survivable event
واقعه قابل تحمل
survivable scenarios
سناریوهای قابل تحمل
survivable strategies
استراتژی های قابل تحمل
survivable risks
خطرات قابل تحمل
survivable levels
سطوح قابل تحمل
the conditions were harsh, but the situation was still survivable.
شرایط سخت بودند، اما همچنان میتوانستند از وضعیت جان سالم به در ببرند.
they developed a plan to make the environment more survivable.
آنها برنامهای برای اینکه محیط را قابل بقا کنند، تدوین کردند.
with proper training, the team believed their chances of survival were survivable.
با آموزش مناسب، تیم معتقد بود که شانس آنها برای زنده ماندن قابل دستیابی است.
the researchers studied how to create a survivable habitat for endangered species.
محققان مطالعه کردند که چگونه زیستگاه قابل بقایی برای گونه های در معرض خطر ایجاد کنند.
after the disaster, the community worked together to ensure a survivable environment.
پس از فاجعه، جامعه برای اطمینان از یک محیط قابل بقا با هم همکاری کردند.
the new technology made space travel more survivable for astronauts.
فناوری جدید سفر فضایی را برای فضانوردان قابل تحمل تر کرد.
he believed that with enough resources, any situation could be made survivable.
او معتقد بود که با منابع کافی، می توان هر موقعیتی را قابل بقا کرد.
the survival rate increased significantly, making the ordeal more survivable.
نرخ بقا به طور قابل توجهی افزایش یافت و این تجربه را قابل تحمل تر کرد.
they focused on creating a survivable strategy for future emergencies.
آنها بر ایجاد یک استراتژی قابل بقا برای شرایط اضطراری آینده تمرکز کردند.
in extreme weather, finding shelter can be crucial for a survivable outcome.
در شرایط آب و هوایی شدید، یافتن سرپناه می تواند برای یک نتیجه قابل بقا حیاتی باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید