| جمع | suspensories |
suspensory ligament
لیگامان معلق
suspensory apparatus
دستگاه معلق
suspensory support
حمایت معلق
suspensory device
وسیله معلق
suspensory system
سیستم معلق
suspensory muscles
عضلات معلق
suspensory band
نوار معلق
suspensory structure
ساختار معلق
suspensory mechanism
مکانیزم معلق
suspensory tension
کشیدگی معلق
the suspensory ligament supports the joint.
لیگامان معلق از مفصل پشتیبانی میکند.
she felt pain in her suspensory during the race.
او در طول مسابقه در لیگامان خود احساس درد کرد.
the doctor examined the suspensory structure.
پزشک ساختار لیگامان را معاینه کرد.
injuries to the suspensory can be serious.
آسیب به لیگامان میتواند جدی باشد.
he underwent surgery on his suspensory ligament.
او تحت عمل جراحی روی لیگامان معلق خود قرار گرفت.
the suspensory mechanism is crucial for stability.
مکانیسم معلق برای پایداری بسیار مهم است.
she is recovering from a suspensory injury.
او در حال بهبودی از آسیب لیگامان است.
proper warm-up can prevent suspensory injuries.
گرم کردن مناسب میتواند از آسیبهای لیگامان جلوگیری کند.
veterinarians often treat suspensory issues in horses.
دامپزشکان اغلب مشکلات لیگامان را در اسبها درمان میکنند.
understanding the suspensory anatomy is essential for diagnosis.
درک آناتومی لیگامان برای تشخیص ضروری است.
suspensory ligament
لیگامان معلق
suspensory apparatus
دستگاه معلق
suspensory support
حمایت معلق
suspensory device
وسیله معلق
suspensory system
سیستم معلق
suspensory muscles
عضلات معلق
suspensory band
نوار معلق
suspensory structure
ساختار معلق
suspensory mechanism
مکانیزم معلق
suspensory tension
کشیدگی معلق
the suspensory ligament supports the joint.
لیگامان معلق از مفصل پشتیبانی میکند.
she felt pain in her suspensory during the race.
او در طول مسابقه در لیگامان خود احساس درد کرد.
the doctor examined the suspensory structure.
پزشک ساختار لیگامان را معاینه کرد.
injuries to the suspensory can be serious.
آسیب به لیگامان میتواند جدی باشد.
he underwent surgery on his suspensory ligament.
او تحت عمل جراحی روی لیگامان معلق خود قرار گرفت.
the suspensory mechanism is crucial for stability.
مکانیسم معلق برای پایداری بسیار مهم است.
she is recovering from a suspensory injury.
او در حال بهبودی از آسیب لیگامان است.
proper warm-up can prevent suspensory injuries.
گرم کردن مناسب میتواند از آسیبهای لیگامان جلوگیری کند.
veterinarians often treat suspensory issues in horses.
دامپزشکان اغلب مشکلات لیگامان را در اسبها درمان میکنند.
understanding the suspensory anatomy is essential for diagnosis.
درک آناتومی لیگامان برای تشخیص ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید