susurrating

[ایالات متحده]/sʌsəˈreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/sʌsəˈreɪtɪŋ/

ترجمه

vi. صدای نرم، نجوا یا خش‌خش کردن را ایجاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

susurrating winds

وزش باد

susurrating leaves

خش‌خش برگ‌ها

susurrating voices

نجواهای صدا

susurrating streams

جریان آب‌های آرام

susurrating whispers

نجواهای آرام

susurrating shadows

سایه‌های آرام

susurrating thoughts

افکار آرام

susurrating echoes

پژواک‌های آرام

susurrating sounds

صداهای آرام

susurrating night

شب آرام

جملات نمونه

the wind was softly susurrating through the trees.

باد به آرامی در میان درختان نجوا می‌کرد.

they could hear the susurrating sound of the river nearby.

آنها می‌توانستند صدای نجواگونه رودخانه را در نزدیکی بشنوند.

in the quiet night, the leaves were susurrating gently.

در شب آرام، برگ‌ها به آرامی نجوا می‌کردند.

the audience was susurrating in anticipation of the performance.

تماشاگران با اشتیاق برای اجرا نجوا می‌کردند.

she loved the susurrating whispers of the ocean waves.

او عاشق نجواهای ملایم امواج اقیانوس بود.

the susurrating voices of the crowd filled the air.

صدای نجواگونه جمعیت هوا را پر کرد.

as they walked, the grass was susurrating under their feet.

همانطور که راه می‌رفتند، علف زیر پایشان نجوا می‌کرد.

the susurrating sound of the wind made her feel at peace.

صدای نجواگونه باد باعث شد او احساس آرامش کند.

he enjoyed the susurrating of the leaves during his hike.

او از نجواهای برگ‌ها در طول پیاده‌روی خود لذت می‌برد.

the susurrating of the fabric as she sewed was soothing.

صدای نجواگونه پارچه هنگام دوختن آرامش‌بخش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید