swaged

[ایالات متحده]/swɛɪdʒd/
[بریتانیا]/swædʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارک swage، برای خم کردن یا شکل دادن به فلز
n. ابزاری که برای شکل دادن به فلز استفاده می‌شود
adj. شکل‌گرفته یا تشکیل‌یافته توسط یک فرآیند swaging

عبارات و ترکیب‌ها

swaged fitting

اتصال‌دهنده کش‌رفته

swaged end

سر کش‌رفته

swaged joint

اتصال کش‌رفته

swaged pipe

لوله کش‌رفته

swaged connector

اتصالگر کش‌رفته

swaged wire

سیم کش‌رفته

swaged rod

میله کش‌رفته

swaged tube

لوله کش‌رفته

swaged assembly

مونتاژ کش‌رفته

swaged section

بخش کش‌رفته

جملات نمونه

the metal rod was swaged to fit perfectly into the joint.

میله فلزی به گونه ای شکل داده شد که به طور کامل در مفصل جا بیفتد.

he swaged the tubing to create a secure connection.

او لوله ها را شکل داد تا یک اتصال محکم ایجاد کند.

the technician swaged the ends of the cables for better performance.

تکنسین سر کابل ها را شکل داد تا عملکرد بهتری داشته باشند.

swaged fittings are commonly used in construction.

اتصالات شکل داده شده معمولاً در ساخت و ساز استفاده می شوند.

after being swaged, the pipe was ready for installation.

پس از شکل داده شدن، لوله آماده نصب بود.

the engineer explained how to swage the metal accurately.

مهندس توضیح داد که چگونه می توان فلز را به طور دقیق شکل داد.

swaged connections are known for their durability.

اتصالات شکل داده شده به دلیل دوامشان شناخته شده اند.

she learned to swage the aluminum to make it more flexible.

او یاد گرفت که آلومینیوم را شکل دهد تا انعطاف پذیرتر شود.

he used a swaged tool to shape the metal precisely.

او از یک ابزار شکل دهنده برای شکل دادن دقیق به فلز استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید