swaging

[ایالات متحده]/ˈweɪdʒɪŋ/
[بریتانیا]/ˈweɪdʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند شکل‌دهی به فلز از طریق چکش‌کاری یا فشار دادن؛ نوعی آهنگری یا آهنگری قالب

عبارات و ترکیب‌ها

swaging tool

ابزار فورجینگ

swaging process

فرآیند فورجینگ

swaging machine

دستگاه فورجینگ

swaging die

ماتریس فورجینگ

swaging operation

عملیات فورجینگ

swaging fitting

اتصال فورجینگ

swaging technique

تکنیک فورجینگ

swaging method

روش فورجینگ

swaging equipment

تجهیزات فورجینگ

جملات نمونه

swaging is often used to create strong joints in metalworking.

سواجینگ اغلب برای ایجاد اتصالات قوی در آهنگری استفاده می‌شود.

many engineers prefer swaging for its efficiency and precision.

بسیاری از مهندسان به دلیل کارایی و دقت خود، سواجینگ را ترجیح می‌دهند.

the swaging process can be applied to various materials.

فرآیند سواجینگ را می‌توان روی مواد مختلف اعمال کرد.

he demonstrated the swaging technique at the workshop.

او تکنیک سواجینگ را در کارگاه به نمایش گذاشت.

swaging tools are essential for metal fabrication.

ابزارهای سواجینگ برای ساخت فلز ضروری هستند.

understanding swaging can improve your fabrication skills.

درک سواجینگ می‌تواند مهارت‌های ساخت شما را بهبود بخشد.

swaging helps in reducing the weight of metal components.

سواجینگ به کاهش وزن قطعات فلزی کمک می‌کند.

they used swaging to form the ends of the pipes.

آنها از سواجینگ برای شکل دادن به انتهای لوله‌ها استفاده کردند.

swaging is a preferred method for creating fittings.

سواجینگ یک روش ترجیحی برای ایجاد اتصالات است.

after swaging, the metal parts were tested for durability.

پس از سواجینگ، قطعات فلزی برای دوام آزمایش شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید