swanky outfit
لباس شیک
swank an old acquaintance
خودنمایی با یک آشنای قدیمی
He swanked around in white suits.
او با لباسهای سفید خودنمایی میکرد.
Will not allow cageling swank her common beautiful;
به او اجازه نمیدهند که زیبایی معمولی خود را به نمایش بگذارد;
swanking about , playing the dashing young master spy.
در حال خودنمایی، نقش یک جاسوس جوان و جذاب را بازی میکند.
a newly elected senator's wife swanking around town.
همسر یک سناتور تازه انتخاب شده که در شهر خودنمایی میکند.
The new restaurant has a swank interior design.
رستوران جدید دارای طراحی داخلی مجلل است.
She arrived at the party in a swank limousine.
او با یک لیموزین مجلل به مهمانی رسید.
The hotel's rooftop bar has a swank atmosphere.
بار پشتبام هتل دارای فضایی مجلل است.
He always dresses in swank suits for work.
او همیشه برای کار لباسهای مجلل میپوشد.
Their swank vacation home is located by the beach.
خانه تعطیلات مجلل آنها در کنار ساحل واقع شده است.
The celebrity's swank lifestyle includes private jets and luxury yachts.
سبک زندگی مجلل سلبریتی شامل هواپیمای خصوصی و قایقهای تفریحی لوکس است.
The boutique hotel offers swank accommodations for guests.
هتل بوتیک اقامتگاههای مجلل برای مهمانان ارائه میدهد.
She enjoys shopping for swank designer handbags.
او از خرید کیفهای دستی طراحان مجلل لذت میبرد.
The swank event was attended by high-profile guests.
این رویداد مجلل با حضور مهمانان برجسته برگزار شد.
He likes to show off his swank sports car to friends.
او دوست دارد ماشین ورزشی مجلل خود را به دوستان نشان دهد.
swanky outfit
لباس شیک
swank an old acquaintance
خودنمایی با یک آشنای قدیمی
He swanked around in white suits.
او با لباسهای سفید خودنمایی میکرد.
Will not allow cageling swank her common beautiful;
به او اجازه نمیدهند که زیبایی معمولی خود را به نمایش بگذارد;
swanking about , playing the dashing young master spy.
در حال خودنمایی، نقش یک جاسوس جوان و جذاب را بازی میکند.
a newly elected senator's wife swanking around town.
همسر یک سناتور تازه انتخاب شده که در شهر خودنمایی میکند.
The new restaurant has a swank interior design.
رستوران جدید دارای طراحی داخلی مجلل است.
She arrived at the party in a swank limousine.
او با یک لیموزین مجلل به مهمانی رسید.
The hotel's rooftop bar has a swank atmosphere.
بار پشتبام هتل دارای فضایی مجلل است.
He always dresses in swank suits for work.
او همیشه برای کار لباسهای مجلل میپوشد.
Their swank vacation home is located by the beach.
خانه تعطیلات مجلل آنها در کنار ساحل واقع شده است.
The celebrity's swank lifestyle includes private jets and luxury yachts.
سبک زندگی مجلل سلبریتی شامل هواپیمای خصوصی و قایقهای تفریحی لوکس است.
The boutique hotel offers swank accommodations for guests.
هتل بوتیک اقامتگاههای مجلل برای مهمانان ارائه میدهد.
She enjoys shopping for swank designer handbags.
او از خرید کیفهای دستی طراحان مجلل لذت میبرد.
The swank event was attended by high-profile guests.
این رویداد مجلل با حضور مهمانان برجسته برگزار شد.
He likes to show off his swank sports car to friends.
او دوست دارد ماشین ورزشی مجلل خود را به دوستان نشان دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید