swanked around
گشت و گذار کرد با وقار
swanked off
با وقار رفت
swanked up
ظاهر خود را بهتر کرد
swanked about
با وقار گشت
swanked it
آن را به نمایش گذاشت
swanked out
با وقار بیرون رفت
swanked in
وارد شد با وقار
swanked along
همراه با وقار حرکت کرد
swanked away
با وقار دور شد
he swanked about his new car.
او در مورد ماشین جدیدش خودنمایی میکرد.
she swanked in front of her friends.
او در حضور دوستانش خودنمایی میکرد.
they swanked around the office after the promotion.
آنها بعد از ترفیع در اطراف دفتر خودنمایی میکردند.
he always swanked about his wealth.
او همیشه در مورد ثروت خود خودنمایی میکرد.
she swanked her designer clothes at the party.
او لباسهای طراحی شدهاش را در مهمانی به نمایش گذاشت.
he swanked to impress his colleagues.
او برای تحت تاثیر قرار دادن همکارانش خودنمایی میکرد.
they swanked about their vacation in europe.
آنها در مورد تعطیلات خود در اروپا خودنمایی میکردند.
she swanked her achievements during the meeting.
او دستاوردهای خود را در طول جلسه به نمایش گذاشت.
he swanked with his flashy watch.
او با ساعت جلف خودنمایی میکرد.
she swanked her promotion on social media.
او ارتقای شغلی خود را در رسانههای اجتماعی به نمایش گذاشت.
swanked around
گشت و گذار کرد با وقار
swanked off
با وقار رفت
swanked up
ظاهر خود را بهتر کرد
swanked about
با وقار گشت
swanked it
آن را به نمایش گذاشت
swanked out
با وقار بیرون رفت
swanked in
وارد شد با وقار
swanked along
همراه با وقار حرکت کرد
swanked away
با وقار دور شد
he swanked about his new car.
او در مورد ماشین جدیدش خودنمایی میکرد.
she swanked in front of her friends.
او در حضور دوستانش خودنمایی میکرد.
they swanked around the office after the promotion.
آنها بعد از ترفیع در اطراف دفتر خودنمایی میکردند.
he always swanked about his wealth.
او همیشه در مورد ثروت خود خودنمایی میکرد.
she swanked her designer clothes at the party.
او لباسهای طراحی شدهاش را در مهمانی به نمایش گذاشت.
he swanked to impress his colleagues.
او برای تحت تاثیر قرار دادن همکارانش خودنمایی میکرد.
they swanked about their vacation in europe.
آنها در مورد تعطیلات خود در اروپا خودنمایی میکردند.
she swanked her achievements during the meeting.
او دستاوردهای خود را در طول جلسه به نمایش گذاشت.
he swanked with his flashy watch.
او با ساعت جلف خودنمایی میکرد.
she swanked her promotion on social media.
او ارتقای شغلی خود را در رسانههای اجتماعی به نمایش گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید