swapper

[ایالات متحده]/[ˈswɒpə]/
[بریتانیا]/[ˈswɒpər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که اجناس را با یکدیگر مبادله می‌کند؛ کسی که مبادله‌ها را تسهیل یا ترتیب می‌دهد.
v. مبادله کردن؛ معامله کردن؛ جایگزین شدن.
adj. مربوط به یا شامل مبادله.

عبارات و ترکیب‌ها

ticket swapper

Persian_translation

card swapper

Persian_translation

license swapper

Persian_translation

swapper beware

Persian_translation

online swapper

Persian_translation

gift swapper

Persian_translation

serial swapper

Persian_translation

identity swapper

Persian_translation

جملات نمونه

we need a reliable swapper for our old hard drives.

ما به یک تعویض کننده قابل اعتماد برای هارد دیسک های قدیمی خود نیاز داریم.

the license plate swapper was caught red-handed.

متخلف تعویض پلاک با دستان خالی دستگیر شد.

he's a notorious data swapper online.

او یک تعویض کننده داده معروف آنلاین است.

the photo swapper altered the image significantly.

تعویض کننده عکس تصویر را به طور قابل توجهی تغییر داد.

is there a key swapper available for this lock?

آیا یک تعویض کننده کلید برای این قفل در دسترس است؟

the software swapper installed a new operating system.

تعویض کننده نرم افزار یک سیستم عامل جدید نصب کرد.

they're looking for a skilled chip swapper.

آنها به دنبال یک تعویض کننده تراشه ماهر هستند.

the identity swapper used stolen documents.

متخلف هویت از اسناد مسروقه استفاده کرد.

a memory swapper can improve system performance.

تعویض کننده حافظه می تواند عملکرد سیستم را بهبود بخشد.

the cable swapper replaced the damaged wire.

تعویض کننده کابل سیم آسیب دیده را جایگزین کرد.

he's a professional account swapper.

او یک تعویض کننده حساب حرفه ای است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید