swats

[ایالات متحده]/swɒts/
[بریتانیا]/swɑts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آبجو یا ال در اسکاتلند; یک ضربه یا ضربه (جمع swat)
v. ضربه زدن; به شدت ضربه زدن (سوم شخص مفرد swat)

عبارات و ترکیب‌ها

swats away

می‌راند

swats at

به سمت می‌زند

swats flies

می‌راند حشرات

swats bugs

می‌راند حشرات

swats down

به پایین می‌زند

swats hard

سخت می‌زند

swats quickly

سریع می‌زند

swats gently

به آرامی می‌زند

swats away flies

می‌راند حشرات

swats at insects

به سمت حشرات می‌زند

جملات نمونه

the player swats the ball with great force.

بازیکن توپ را با نیروی زیاد می‌کوبد.

she swats away the flies buzzing around her.

او حشرات زنبور مانند را که دور او بودند، دور می‌کند.

the cat swats at the dangling string.

گربه به سمت نخ آویزان پنجه می‌کشد.

he swats the mosquito that landed on his arm.

او پشه‌ای را که روی بازویش فرود آمده بود، می‌کوبد.

the coach swats the ball during practice.

مربی توپ را در طول تمرین می‌کوبد.

she swats her brother for teasing her.

او برادرش را به دلیل اذیت کردنش می‌کوبد.

the toddler swats at the bubbles in the air.

کودک خردسال به سمت حباب‌های موجود در هوا پنجه می‌کشد.

the dog swats its tail excitedly.

سگ با هیجان به سمت دم خود پنجه می‌کشد.

he swats the tennis ball over the net.

او توپ تنیس را از روی تور می‌کوبد.

she swats the dust off her clothes.

او گرد و غبار را از روی لباس‌هایش پاک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید