swatted

[ایالات متحده]/swɒtɪd/
[بریتانیا]/swɑːtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مفعولی از swat

عبارات و ترکیب‌ها

swatted cat

گربه زده شده

swatted fly

مگس زده شده

swatted bug

حشره زده شده

swatted mosquito

پشه‌ زده شده

swatted insect

حشره زده شده

swatted paper

مقاله زده شده

swatted ball

توپ زده شده

swatted flytrap

تله مگس زده شده

swatted hand

دست زده شده

swatted flyswatter

حذف مگس زده شده

جملات نمونه

the fly was swatted before it could bother anyone.

پروانه قبل از اینکه بتواند کسی را آزار دهد، زده شد.

she swatted the mosquito away from her arm.

او پشه‌ای را از بازوی خود دور زد.

he swatted at the annoying bug buzzing around his head.

او به حشره آزاردهنده که دور سرش می‌چرخید، ضربه زد.

the cat swatted the toy mouse across the floor.

گربه موش اسباب‌بازی را در سراسر کف زمین زد.

she swatted her hair out of her face.

او موهایش را از جلوی صورتش کنار زد.

he swatted the paper away in frustration.

او به دلیل ناامیدی کاغذ را دور کرد.

the child swatted at the bubbles in the air.

کودک به حباب‌های موجود در هوا ضربه زد.

she swatted the ball with great force.

او توپ را با نیروی زیاد زد.

he swatted his friend playfully during the game.

او به طور بازیگانه در حین بازی به دوستش ضربه زد.

the teacher swatted the chalk dust off her hands.

معلم گرد و غبار گچ را از دستانش دور کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید