swingy

[ایالات متحده]/ˈswɪŋi/
[بریتانیا]/ˈswɪŋi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشخصه یک سبک زنده و ریتمیک، معمولاً مرتبط با موسیقی جاز

عبارات و ترکیب‌ها

swingy chair

صندلی تاب‌دار

swingy dance

رقص تاب‌دار

swingy style

سبک تاب‌دار

swingy music

موسیقی تاب‌دار

swingy road

جاده تاب‌دار

swingy motion

حرکت تاب‌دار

swingy ride

تاب خوردن

swingy outfit

لباس تاب‌دار

swingy vibe

فضای تاب‌دار

swingy performance

اجرای تاب‌دار

جملات نمونه

the swingy music made everyone want to dance.

موسیقی ریتمیک باعث شد همه بخواهند برقصند.

her swingy dress caught the attention of everyone at the party.

لباس ریتمیک او توجه همه را در مهمانی جلب کرد.

the swingy ride at the amusement park was thrilling.

سورتمان ریتمیک در شهربازی بسیار هیجان انگیز بود.

he has a swingy style that makes him stand out.

او یک سبک ریتمیک دارد که باعث می‌شود از دیگران متمایز شود.

the swingy movements of the dancers were mesmerizing.

حرکات ریتمیک رقصندگان مسحور کننده بود.

her swingy hair swayed with every step she took.

موهای ریتمیک او با هر قدمی که برمی داشتند تاب می خوردند.

the swingy rhythm of the song lifted everyone's spirits.

ریتم ریتمیک آهنگ روحیه همه را بالا برد.

they enjoyed a swingy game of basketball at the park.

آنها از یک بازی ریتمیک بسکتبال در پارک لذت بردند.

her swingy personality makes her very approachable.

شخصیت ریتمیک او باعث می شود که بسیار قابل دسترس باشد.

the swingy fashion trend is very popular this season.

روند مد ریتمیک امسال بسیار محبوب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید