swishes

[ایالات متحده]/ˈswɪʃɪz/
[بریتانیا]/ˈswɪʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای سوت زدن; صداهایی که توسط چیزی که به سرعت حرکت می‌کند ایجاد می‌شود
v. سوم شخص مفرد سوت زدن; صدای سوت زدن ایجاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

swishes by

با سرعت عبور می‌کند

swishes away

دور می‌شود

swishes past

کنار عبور می‌کند

swishes around

دور و بر سر می‌چرخد

swishes through

از میان عبور می‌کند

swishes up

به بالا می‌رود

swishes down

به پایین می‌آید

swishes out

بیرون می‌رود

swishes in

وارد می‌شود

swishes along

همراه با جریان پیش می‌رود

جملات نمونه

the basketball swishes through the net effortlessly.

توپ بسکتبال به راحتی از میان شبکه عبور می‌کند.

she swishes her dress as she walks into the room.

وقتی وارد اتاق می‌شود، لباسش را به حرکت در می‌آورد.

the cat swishes its tail when it's excited.

وقتی هیجان‌زده است، گربه‌سانش را تکان می‌دهد.

he swishes the water around in the cup.

او آب را در فنجان به حرکت در می‌آورد.

the wind swishes through the trees, creating a soothing sound.

باد از میان درختان عبور می‌کند و صدایی آرام‌بخش ایجاد می‌کند.

she swishes her hair back confidently.

او با اعتماد به نفس موهایش را به عقب می‌برد.

the dancer swishes gracefully across the stage.

رقصنده به طور ظریف از صحنه عبور می‌کند.

he swishes the paintbrush across the canvas.

او قلم‌مو را روی بوم به حرکت در می‌آورد.

the flag swishes in the wind, showing its colors.

پرچم در باد به حرکت در می‌آید و رنگ‌های خود را نشان می‌دهد.

she swishes the broom to clean the floor.

او با جارو، کف را تمیز می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید