swotted

[ایالات متحده]/swɒtɪd/
[بریتانیا]/swɑːtɪd/

ترجمه

v. به شدت درس خواندن، به ویژه در آماده‌سازی برای یک امتحان

عبارات و ترکیب‌ها

swotted hard

سعی کرد سخت

swotted up

آماده کرد

swotted away

دور کرد

swotted for

برای مطالعه

swotted in

درون مطالعه کرد

swotted before

قبل از مطالعه

swotted like

مانند مطالعه

swotted during

در حین مطالعه

swotted on

روی مطالعه

swotted for exams

برای امتحان مطالعه کرد

جملات نمونه

she swotted for hours before the exam.

او قبل از امتحان ساعت‌ها مطالعه کرد.

he swotted up on his history notes.

او نکات تاریخ خود را مرور کرد.

they swotted together for the big test.

آنها برای امتحان بزرگ با هم مطالعه کردند.

i always swotted for my final exams.

من همیشه برای امتحانات نهایی خود مطالعه می‌کردم.

she swotted the vocabulary for the language test.

او واژگان را برای آزمون زبان مطالعه کرد.

he swotted hard to improve his grades.

او سخت مطالعه کرد تا نمرات خود را بهبود بخشد.

we swotted late into the night before the presentation.

ما تا دیروقت شب قبل از ارائه مطالعه کردیم.

she swotted for the driving test all week.

او تمام هفته برای آزمون رانندگی مطالعه کرد.

he swotted intensely for the certification exam.

او به طور فشرده برای آزمون گواهینامه مطالعه کرد.

they swotted the formulas for the science test.

آنها فرمول‌ها را برای آزمون علوم مطالعه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید