syncing

[ایالات متحده]/sɪŋkɪŋ/
[بریتانیا]/sɪŋkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند همزمان‌سازی
vi. انجام همزمان‌سازی
vt. باعث وقوع همزمان شدن

عبارات و ترکیب‌ها

syncing files

همگام‌سازی فایل‌ها

syncing data

همگام‌سازی داده‌ها

syncing devices

همگام‌سازی دستگاه‌ها

syncing settings

همگام‌سازی تنظیمات

syncing music

همگام‌سازی موسیقی

syncing contacts

همگام‌سازی مخاطبین

syncing calendars

همگام‌سازی تقویم‌ها

syncing applications

همگام‌سازی برنامه‌ها

syncing photos

همگام‌سازی عکس‌ها

syncing updates

همگام‌سازی به‌روزرسانی‌ها

جملات نمونه

the app is syncing your data automatically.

اپلیکیشن به طور خودکار داده‌های شما را همگام‌سازی می‌کند.

she is syncing her calendar with her phone.

او تقویم خود را با تلفن خود همگام‌سازی می‌کند.

syncing files can take a few minutes.

همگام‌سازی فایل‌ها ممکن است چند دقیقه طول بکشد.

make sure you are syncing the latest version.

مطمئن شوید که آخرین نسخه را همگام‌سازی می‌کنید.

he is syncing his playlist across devices.

او لیست پخش خود را در دستگاه‌های مختلف همگام‌سازی می‌کند.

they are syncing their notes for the project.

آنها یادداشت‌های خود را برای پروژه همگام‌سازی می‌کنند.

syncing your contacts is very easy.

همگام‌سازی مخاطبین بسیار آسان است.

she forgot to start syncing her photos.

او فراموش کرد شروع به همگام‌سازی عکس‌های خود کند.

syncing can improve your workflow efficiency.

همگام‌سازی می‌تواند کارایی گردش کار شما را بهبود بخشد.

he is having trouble syncing his devices.

او در همگام‌سازی دستگاه‌های خود مشکل دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید