syncopation

[ایالات متحده]/ˌsɪŋkə'peɪʃən/
[بریتانیا]/ˌsɪnkə'peʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکنیک موسیقایی تغییر تأکید ضربات، اغلب با حذف برخی نوت‌ها.

جملات نمونه

The jazz band added syncopation to their performance.

گروه جاز به اجرای خود همگونی ریتمیک اضافه کرد.

The drummer's syncopation added an exciting rhythm to the song.

همگونی ریتمیک نوازنده درام، ریتم هیجان‌انگیزی به آهنگ اضافه کرد.

Syncopation is a common technique used in various music genres.

همگونی ریتمیک یک تکنیک رایج است که در ژانرهای مختلف موسیقی استفاده می‌شود.

Dancers often move in syncopation with the music.

رقص‌ورها اغلب با ریتم آهنگ همگونی ریتمیک حرکت می‌کنند.

The syncopation of the drums created a lively atmosphere at the concert.

همگونی ریتمیک درام‌ها فضایی پرانرژی در کنسرت ایجاد کرد.

Musicians use syncopation to create interesting and catchy rhythms.

موسیقی‌دانان از همگونی ریتمیک برای ایجاد ریتم‌های جالب و جذاب استفاده می‌کنند.

The syncopation in the song made it difficult for the audience to predict the beat.

همگونی ریتمیک در آهنگ باعث شد پیش‌بینی ضرباهنگ برای مخاطبان دشوار باشد.

Syncopation adds a sense of unpredictability to the music.

همگونی ریتمیک حس پیش‌بینی‌ناپذیری را به موسیقی اضافه می‌کند.

The syncopation of the piano added a jazzy feel to the performance.

همگونی ریتمیک پیانو، حس جازی به اجرا اضافه کرد.

In Latin music, syncopation is a key element that gives the music its distinctive groove.

در موسیقی لاتین، همگونی ریتمیک عنصری کلیدی است که به موسیقی ریتم خاص خود می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید