syndicated

[ایالات متحده]/'sindikeitid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به بخشی از یک ترکیب تجاری تبدیل شدن؛
adj. منتشر شده توسط یک همکاری.

عبارات و ترکیب‌ها

syndicated content

محتوای منتشر شده

syndicated loan

وام سندیکه‌ای

جملات نمونه

The syndicated column appears in newspapers nationwide.

ستون منتشر شده در روزنامه‌های سراسر کشور ظاهر می‌شود.

She writes a syndicated advice column for several magazines.

او ستون مشاوره منتشر شده‌ای را برای چندین مجله می‌نویسد.

The syndicated TV show airs at the same time every day.

برنامه تلویزیونی منتشر شده هر روز در ساعت یکسانی پخش می‌شود.

He is a syndicated cartoonist whose work is published in many newspapers.

او یک کارتونیست منتشر شده است که آثار او در بسیاری از روزنامه‌ها منتشر می‌شود.

The syndicated radio program has a large following.

برنامه رادیویی منتشر شده طرفداران زیادی دارد.

The syndicated podcast covers a wide range of topics.

پادکست منتشر شده موضوعات گسترده‌ای را پوشش می‌دهد.

She is a syndicated author with multiple best-selling books.

او یک نویسنده منتشر شده با چندین کتاب پرفروش است.

The syndicated content is distributed to various media outlets.

محتوای منتشر شده به رسانه‌های مختلف توزیع می‌شود.

The syndicated news service provides articles to websites around the world.

خدمات خبری منتشر شده مقالاتی را به وب‌سایت‌های سراسر جهان ارائه می‌دهد.

He hosts a popular syndicated talk show on radio.

او میزبان یک برنامه گفتگوی رادیویی محبوب منتشر شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید