synthesised

[ایالات متحده]/ˈsɪnθəsaɪzd/
[بریتانیا]/ˈsɪnθəsaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. ترکیب کردن عناصر مختلف برای تشکیل یک کل منسجم
vt. پردازش یا تولید به طور مصنوعی

عبارات و ترکیب‌ها

synthesised sound

صدای تولیدی

synthesised data

داده‌های تولیدی

synthesised materials

مواد تولیدی

synthesised chemicals

مواد شیمیایی تولیدی

synthesised products

محصولات تولیدی

synthesised language

زبان تولیدی

synthesised protein

پروتئین تولیدی

synthesised music

موسیقی تولیدی

synthesised images

تصاویر تولیدی

synthesised signals

سیگنال‌های تولیدی

جملات نمونه

the scientist synthesised a new compound in the lab.

دانشمند یک ترکیب جدید را در آزمایشگاه سنتز کرد.

the music was synthesised using advanced technology.

موسیقی با استفاده از فناوری پیشرفته سنتز شد.

she synthesised various ideas into a coherent plan.

او ایده های مختلف را به یک طرح منسجم تبدیل کرد.

they synthesised data from multiple sources for the report.

آنها داده ها را از منابع متعدد برای گزارش ترکیب کردند.

the team synthesised their findings into a comprehensive document.

تیم یافته های خود را به یک سند جامع تبدیل کرد.

the artist synthesised different styles to create a unique piece.

هنرمند سبک های مختلف را برای ایجاد یک اثر منحصر به فرد ترکیب کرد.

his research synthesised existing theories into a new framework.

تحقیقات او نظریه های موجود را به یک چارچوب جدید تبدیل کرد.

the software synthesised voice commands for better interaction.

نرم افزار دستورات صوتی را برای تعامل بهتر ترکیب کرد.

she synthesised her experiences into a motivational speech.

او تجربیات خود را به یک سخنرانی انگیزشی تبدیل کرد.

the chef synthesised flavors to create a signature dish.

سرآشپز طعم ها را برای ایجاد یک غذای خاص ترکیب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید