tabling

[ایالات متحده]/ˈteɪblɪŋ/
[بریتانیا]/ˈteɪblɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ارائه یا پیشنهاد چیزی برای بحث؛ فهرست یا جدول اقلام

عبارات و ترکیب‌ها

tabling motion

معاملات پیشنهاد

tabling report

ارائه گزارش

tabling agenda

قرار دادن در دستور کار

tabling proposal

معاملات پیشنهاد

tabling discussion

قرار دادن بحث در دستور کار

tabling documents

ارائه اسناد

tabling issues

معاملات مسائل

tabling amendments

ارائه اصلاحات

tabling findings

ارائه یافته‌ها

tabling evidence

ارائه مدارک

جملات نمونه

the committee is tabling the proposal for further discussion.

کمیته پیشنهاد را برای بحث بیشتر به تعویق می‌اندازد.

tabling the motion will allow us to gather more information.

به تعویق انداختن پیشنهاد به ما این امکان را می‌دهد تا اطلاعات بیشتری جمع‌آوری کنیم.

they decided on tabling the budget until next month.

آنها تصمیم گرفتند بودجه را تا ماه آینده به تعویق بیندازند.

tabling issues can sometimes lead to better solutions.

به تعویق انداختن مسائل گاهی اوقات می‌تواند منجر به راه حل‌های بهتر شود.

the board is tabling the discussion until all members are present.

هیئت مدیره بحث را تا زمانی که همه اعضا حاضر باشند به تعویق می‌اندازد.

tabling the report was a strategic decision.

به تعویق انداختن گزارش یک تصمیم استراتژیک بود.

we are tabling this issue for the next meeting.

ما این موضوع را برای جلسه بعدی به تعویق می‌اندازیم.

tabling the contract negotiations could be beneficial.

به تعویق انداختن مذاکرات قرارداد می‌تواند مفید باشد.

the team is tabling their findings for review.

تیم یافته‌های خود را برای بررسی به تعویق می‌اندازد.

after much debate, they agreed to table the discussion.

پس از بحث‌های فراوان، آنها با به تعویق انداختن بحث موافقت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید