tabling motion
معاملات پیشنهاد
tabling report
ارائه گزارش
tabling agenda
قرار دادن در دستور کار
tabling proposal
معاملات پیشنهاد
tabling discussion
قرار دادن بحث در دستور کار
tabling documents
ارائه اسناد
tabling issues
معاملات مسائل
tabling amendments
ارائه اصلاحات
tabling findings
ارائه یافتهها
tabling evidence
ارائه مدارک
the committee is tabling the proposal for further discussion.
کمیته پیشنهاد را برای بحث بیشتر به تعویق میاندازد.
tabling the motion will allow us to gather more information.
به تعویق انداختن پیشنهاد به ما این امکان را میدهد تا اطلاعات بیشتری جمعآوری کنیم.
they decided on tabling the budget until next month.
آنها تصمیم گرفتند بودجه را تا ماه آینده به تعویق بیندازند.
tabling issues can sometimes lead to better solutions.
به تعویق انداختن مسائل گاهی اوقات میتواند منجر به راه حلهای بهتر شود.
the board is tabling the discussion until all members are present.
هیئت مدیره بحث را تا زمانی که همه اعضا حاضر باشند به تعویق میاندازد.
tabling the report was a strategic decision.
به تعویق انداختن گزارش یک تصمیم استراتژیک بود.
we are tabling this issue for the next meeting.
ما این موضوع را برای جلسه بعدی به تعویق میاندازیم.
tabling the contract negotiations could be beneficial.
به تعویق انداختن مذاکرات قرارداد میتواند مفید باشد.
the team is tabling their findings for review.
تیم یافتههای خود را برای بررسی به تعویق میاندازد.
after much debate, they agreed to table the discussion.
پس از بحثهای فراوان، آنها با به تعویق انداختن بحث موافقت کردند.
tabling motion
معاملات پیشنهاد
tabling report
ارائه گزارش
tabling agenda
قرار دادن در دستور کار
tabling proposal
معاملات پیشنهاد
tabling discussion
قرار دادن بحث در دستور کار
tabling documents
ارائه اسناد
tabling issues
معاملات مسائل
tabling amendments
ارائه اصلاحات
tabling findings
ارائه یافتهها
tabling evidence
ارائه مدارک
the committee is tabling the proposal for further discussion.
کمیته پیشنهاد را برای بحث بیشتر به تعویق میاندازد.
tabling the motion will allow us to gather more information.
به تعویق انداختن پیشنهاد به ما این امکان را میدهد تا اطلاعات بیشتری جمعآوری کنیم.
they decided on tabling the budget until next month.
آنها تصمیم گرفتند بودجه را تا ماه آینده به تعویق بیندازند.
tabling issues can sometimes lead to better solutions.
به تعویق انداختن مسائل گاهی اوقات میتواند منجر به راه حلهای بهتر شود.
the board is tabling the discussion until all members are present.
هیئت مدیره بحث را تا زمانی که همه اعضا حاضر باشند به تعویق میاندازد.
tabling the report was a strategic decision.
به تعویق انداختن گزارش یک تصمیم استراتژیک بود.
we are tabling this issue for the next meeting.
ما این موضوع را برای جلسه بعدی به تعویق میاندازیم.
tabling the contract negotiations could be beneficial.
به تعویق انداختن مذاکرات قرارداد میتواند مفید باشد.
the team is tabling their findings for review.
تیم یافتههای خود را برای بررسی به تعویق میاندازد.
after much debate, they agreed to table the discussion.
پس از بحثهای فراوان، آنها با به تعویق انداختن بحث موافقت کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید