tabulable

[ایالات متحده]/ˈtæbjʊləbəl/
[بریتانیا]/ˈtæbjəˌleɪbəl/

ترجمه

adj. قابل تنظیم در یک جدول; مسطح یا هموار در شکل

عبارات و ترکیب‌ها

tabulable data

داده قابل جدولی

tabulable format

فرمت قابل جدولی

tabulable results

نتایج قابل جدولی

tabulable information

اطلاعات قابل جدولی

tabulable fields

فیلدهای قابل جدولی

tabulable records

رکورد های قابل جدولی

tabulable metrics

معیارهای قابل جدولی

tabulable values

مقادیر قابل جدولی

tabulable entries

ورود های قابل جدولی

tabulable lists

لیست های قابل جدولی

جملات نمونه

the data collected is easily tabulable for analysis.

داده‌های جمع‌آوری‌شده به راحتی قابل جدول‌بندی برای تجزیه و تحلیل هستند.

we need a tabulable format for the survey results.

ما به یک فرمت قابل جدول‌بندی برای نتایج نظرسنجی نیاز داریم.

her findings were presented in a tabulable manner.

یافته‌های او به روشی قابل جدول‌بندی ارائه شدند.

the report should include tabulable statistics.

گزارش باید شامل آمار قابل جدول‌بندی باشد.

tabulable information helps in making quick decisions.

اطلاعات قابل جدول‌بندی به تصمیم‌گیری سریع کمک می‌کند.

make sure your data is tabulable before submission.

مطمئن شوید داده‌های شما قبل از ارسال قابل جدول‌بندی هستند.

they provided tabulable results for better clarity.

آنها نتایج قابل جدول‌بندی برای وضوح بیشتر ارائه دادند.

tabulable formats are preferred in data reporting.

فرمت‌های قابل جدول‌بندی در گزارش‌دهی داده‌ها ترجیح داده می‌شوند.

we require a tabulable database for our project.

ما به یک پایگاه داده قابل جدول‌بندی برای پروژه خود نیاز داریم.

the software allows users to create tabulable charts.

نرم‌افزار به کاربران اجازه می‌دهد نمودارهای قابل جدول‌بندی ایجاد کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید