tabus

[ایالات متحده]/təˈbjuː/
[بریتانیا]/təˈbu/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ممنوعیت اجتماعی یا فرهنگی؛ یک محدودیت در برابر نزدیک شدن به چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

tabu topic

موضوع ممنوعه

tabu nature

طبیعت ممنوعه

tabu behavior

رفتار ممنوعه

tabu subject

موضوع ممنوعه

tabu list

لیست ممنوعه

tabu words

کلمات ممنوعه

tabu beliefs

باورهای ممنوعه

tabu culture

فرهنگ ممنوعه

tabu actions

اقدامات ممنوعه

tabu practices

نظم های ممنوعه

جملات نمونه

the concept of tabu varies across cultures.

مفهوم تابو در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است.

discussing politics is often considered a tabu in social gatherings.

بحث در مورد سیاست اغلب به عنوان یک تابو در جمع‌های اجتماعی در نظر گرفته می‌شود.

breaking a tabu can lead to social ostracism.

شکستن یک تابو می‌تواند منجر به طرد اجتماعی شود.

in some societies, certain foods are tabu.

در برخی از جوامع، برخی غذاها تابو هستند.

many people feel uncomfortable when discussing tabu topics.

بسیاری از مردم هنگام بحث در مورد موضوعات تابو احساس ناراحتی می‌کنند.

tabu can influence behavior and decision-making.

تابو می‌تواند بر رفتار و تصمیم‌گیری تأثیر بگذارد.

understanding local tabus is important for travelers.

درک تابوهای محلی برای مسافران مهم است.

he learned about the tabu surrounding death in that culture.

او در مورد تابوی پیرامون مرگ در آن فرهنگ یاد گرفت.

some artists challenge tabu subjects in their work.

برخی از هنرمندان موضوعات تابو را در آثار خود به چالش می‌کشند.

tabu can serve as a guideline for acceptable behavior.

تابو می‌تواند به عنوان یک راهنما برای رفتار قابل قبول عمل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید