tackings for support
نگهدارندهها برای پشتیبانی
tackings on fabric
نگهدارندهها روی پارچه
tackings in place
نگهدارندهها در جای خود
tackings for insulation
نگهدارندهها برای عایقبندی
tackings for reinforcement
نگهدارندهها برای تقویت
tackings around edges
نگهدارندهها در اطراف لبهها
tackings under carpet
نگهدارندهها زیر فرش
tackings for upholstery
نگهدارندهها برای روکشدوزی
tackings for safety
نگهدارندهها برای ایمنی
tackings with adhesive
نگهدارندهها با چسب
the tackings on the boat need to be checked regularly.
بررسی منظم بستهای قایق ضروری است.
he used various tackings to secure the cargo.
او از بستهای مختلف برای محکم کردن بار استفاده کرد.
the tackings of the tent were loose after the storm.
بستهای چادر پس از طوفان شل شده بودند.
she carefully examined the tackings before the race.
او قبل از مسابقه به دقت بستها را بررسی کرد.
proper tackings are essential for safety in construction.
بستهای مناسب برای ایمنی در ساخت و ساز ضروری هستند.
the artist used tackings to create a unique texture in her painting.
هنرمند از بستها برای ایجاد یک بافت منحصربهفرد در نقاشی خود استفاده کرد.
he replaced the old tackings with new ones for better durability.
او بستهای قدیمی را با بستهای جدید برای دوام بیشتر جایگزین کرد.
the tackings on the saddle were worn out from use.
بستهای زین از استفاده فرسوده شده بودند.
adjusting the tackings can improve the performance of the equipment.
تنظیم بستها میتواند عملکرد تجهیزات را بهبود بخشد.
they added extra tackings to the structure for stability.
آنها برای استحکام، بستهای اضافی به سازه اضافه کردند.
tackings for support
نگهدارندهها برای پشتیبانی
tackings on fabric
نگهدارندهها روی پارچه
tackings in place
نگهدارندهها در جای خود
tackings for insulation
نگهدارندهها برای عایقبندی
tackings for reinforcement
نگهدارندهها برای تقویت
tackings around edges
نگهدارندهها در اطراف لبهها
tackings under carpet
نگهدارندهها زیر فرش
tackings for upholstery
نگهدارندهها برای روکشدوزی
tackings for safety
نگهدارندهها برای ایمنی
tackings with adhesive
نگهدارندهها با چسب
the tackings on the boat need to be checked regularly.
بررسی منظم بستهای قایق ضروری است.
he used various tackings to secure the cargo.
او از بستهای مختلف برای محکم کردن بار استفاده کرد.
the tackings of the tent were loose after the storm.
بستهای چادر پس از طوفان شل شده بودند.
she carefully examined the tackings before the race.
او قبل از مسابقه به دقت بستها را بررسی کرد.
proper tackings are essential for safety in construction.
بستهای مناسب برای ایمنی در ساخت و ساز ضروری هستند.
the artist used tackings to create a unique texture in her painting.
هنرمند از بستها برای ایجاد یک بافت منحصربهفرد در نقاشی خود استفاده کرد.
he replaced the old tackings with new ones for better durability.
او بستهای قدیمی را با بستهای جدید برای دوام بیشتر جایگزین کرد.
the tackings on the saddle were worn out from use.
بستهای زین از استفاده فرسوده شده بودند.
adjusting the tackings can improve the performance of the equipment.
تنظیم بستها میتواند عملکرد تجهیزات را بهبود بخشد.
they added extra tackings to the structure for stability.
آنها برای استحکام، بستهای اضافی به سازه اضافه کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید