tailfin

[ایالات متحده]/ˈteɪlfɪn/
[بریتانیا]/ˈteɪlfɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیچک دم ماهی؛ یک ثابت‌کننده عمودی در یک هواپیما
Word Forms
جمعtailfins

عبارات و ترکیب‌ها

tailfin design

طراحی دم

damaged tailfin

دم آسیب دیده

tailfin shape

شکل دم

new tailfin

دم جدید

tailfin stabilizer

ثابت کننده دم

observing tailfins

مشاهده دم‌ها

tailfin failure

نیروی دم

modified tailfin

دم تغییر یافته

large tailfin

دم بزرگ

tailfin structure

ساختار دم

جملات نمونه

the scuba diver admired the fish's vibrant tailfin.

غواص بازیگوش به دم‌پای رنگارنگ ماهی علاقه مند بود.

a damaged tailfin made the model airplane unstable.

یک دم‌پای آسیب دیده باعث ناپایداری هواپیمای مدل شد.

the dolphin propelled itself with a powerful tailfin stroke.

کوسه خود را با یک ضربه قوی دم‌پای حرکت داد.

we studied the intricate details of the whale's tailfin.

ما جزئیات پیچیده دم‌پای کوسه را مورد مطالعه قرار دادیم.

the submarine's tailfin helped it maneuver underwater.

دم‌پای زیردریایی به آن کمک کرد تا زیر آب حرکت کند.

the child drew a colorful picture of a fish with a large tailfin.

کودک یک تصویر رنگارنگ از یک ماهی با دم‌پای بزرگ رسم کرد.

the engineer designed a new tailfin for improved aerodynamics.

میکانیک یک دم‌پای جدید برای بهبود دینامیک هوا طراحی کرد.

the seahorse uses its tailfin to grip seaweed.

کوسه‌مار از دم‌پای خود برای گرفتن جلبک استفاده می‌کند.

the boat's tailfin was crucial for steering in the narrow channel.

دم‌پای قایق برای هدایت در کانال تنگ ضروری بود.

the biologist observed the movement of the fish's tailfin.

بیولوژیست حرکت دم‌پای ماهی را مشاهده کرد.

the model ship featured a meticulously crafted tailfin.

کشتی مدل دم‌پایی داشت که با دقت بالا ساخته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید