taillike appendage
الحاقهای شبیه به دم
taillike structure
ساختاری شبیه به دم
taillike feature
ویژگی شبیه به دم
taillike projection
پیشنمایشی شبیه به دم
taillike form
شکل شبیه به دم
taillike extension
گسترشی شبیه به دم
taillike design
طراحی شبیه به دم
taillike growth
رشد شبیه به دم
taillike element
عنصری شبیه به دم
taillike appendices
ضمیمههای شبیه به دم
the comet had a bright, taillike appearance as it streaked across the night sky.
شهابسنگ دارای ظاهری روشن و شبیه به دم بود زیرا در سراسر آسمان شب حرکت میکرد.
her dress flowed elegantly, with a taillike train trailing behind her.
لباس او به طور elegan جریان داشت، با یک دم شبیه به دم که پشت سرش کشیده میشد.
the dog wagged its taillike appendage excitedly when it saw its owner.
سگ با هیجان دم شبیه به دم خود را تکان داد وقتی صاحبش را دید.
he drew a picture of a fish with a taillike fin, adding to its charm.
او تصویری از یک ماهی با باله شبیه به دم کشید و به جذابیت آن افزود.
the kite soared high, its taillike streamers fluttering in the wind.
بادبادک به طور زیاد بالا رفت، با پرچمهای شبیه به دم که در باد به پرواز در میآمدند.
in the animation, the character had a playful taillike feature that added personality.
در انیمیشن، شخصیت دارای ویژگی شبیه به دم بازیگوش بود که به شخصیت آن اضافه میشد.
the rocket left a taillike trail of smoke as it launched into space.
راکت یک مسیر شبیه به دم از دود از خود به جا گذاشت زیرا به فضا پرتاب شد.
the plant had long, taillike tendrils that reached out for support.
گیاه دارای پیچکهای بلند و شبیه به دم بود که برای حمایت به بیرون میرسید.
she styled her hair in a taillike fashion, making it look unique.
او موهایش را به روشی شبیه به دم مدل کرد و آن را خاص نشان داد.
the artist painted a sunset with a taillike reflection on the water.
هنرمند غروب خورشید را با انعکاسی شبیه به دم بر روی آب نقاشی کرد.
taillike appendage
الحاقهای شبیه به دم
taillike structure
ساختاری شبیه به دم
taillike feature
ویژگی شبیه به دم
taillike projection
پیشنمایشی شبیه به دم
taillike form
شکل شبیه به دم
taillike extension
گسترشی شبیه به دم
taillike design
طراحی شبیه به دم
taillike growth
رشد شبیه به دم
taillike element
عنصری شبیه به دم
taillike appendices
ضمیمههای شبیه به دم
the comet had a bright, taillike appearance as it streaked across the night sky.
شهابسنگ دارای ظاهری روشن و شبیه به دم بود زیرا در سراسر آسمان شب حرکت میکرد.
her dress flowed elegantly, with a taillike train trailing behind her.
لباس او به طور elegan جریان داشت، با یک دم شبیه به دم که پشت سرش کشیده میشد.
the dog wagged its taillike appendage excitedly when it saw its owner.
سگ با هیجان دم شبیه به دم خود را تکان داد وقتی صاحبش را دید.
he drew a picture of a fish with a taillike fin, adding to its charm.
او تصویری از یک ماهی با باله شبیه به دم کشید و به جذابیت آن افزود.
the kite soared high, its taillike streamers fluttering in the wind.
بادبادک به طور زیاد بالا رفت، با پرچمهای شبیه به دم که در باد به پرواز در میآمدند.
in the animation, the character had a playful taillike feature that added personality.
در انیمیشن، شخصیت دارای ویژگی شبیه به دم بازیگوش بود که به شخصیت آن اضافه میشد.
the rocket left a taillike trail of smoke as it launched into space.
راکت یک مسیر شبیه به دم از دود از خود به جا گذاشت زیرا به فضا پرتاب شد.
the plant had long, taillike tendrils that reached out for support.
گیاه دارای پیچکهای بلند و شبیه به دم بود که برای حمایت به بیرون میرسید.
she styled her hair in a taillike fashion, making it look unique.
او موهایش را به روشی شبیه به دم مدل کرد و آن را خاص نشان داد.
the artist painted a sunset with a taillike reflection on the water.
هنرمند غروب خورشید را با انعکاسی شبیه به دم بر روی آب نقاشی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید