slitlike

[ایالات متحده]/ˈslɪtlaɪk/
[بریتانیا]/ˈslɪtlaɪk/

ترجمه

adj. دارای ظاهر یا شکل شکاف

عبارات و ترکیب‌ها

slitlike opening

دهانه باریک

slitlike shape

شکل باریک

slitlike feature

ویژگی باریک

slitlike gap

شکاف باریک

slitlike structure

ساختار باریک

slitlike incision

برش باریک

slitlike form

فرم باریک

slitlike crack

ترک باریک

slitlike line

خط باریک

جملات نمونه

the plant has a slitlike opening that allows air to flow in.

گیاه دارای یک روزنه باریک است که اجازه می‌دهد هوا وارد شود.

he noticed a slitlike gap in the wall where the light was coming through.

او یک شکاف باریک در دیوار را متوجه شد که نور از آنجا عبور می‌کرد.

the animal's slitlike eyes are adapted for night vision.

چشمان باریک حیوان برای دید در شب سازگار شده‌اند.

the slitlike incision made the surgery less invasive.

برش باریک جراحی را کمتر تهاجمی کرد.

she described the slitlike feature on the surface of the fabric.

او ویژگی باریک را روی سطح پارچه توصیف کرد.

the slitlike structure in the leaf aids in water retention.

ساختار باریک در برگ به حفظ آب کمک می‌کند.

he drew a slitlike line in the sand to mark the boundary.

او یک خط باریک در شن کشید تا مرز را مشخص کند.

the insect has a slitlike mouthpart for feeding.

حشره دارای یک قسمت دهان باریک برای تغذیه است.

they observed the slitlike pattern on the butterfly's wings.

آنها الگوی باریک را روی بال‌های پروانه مشاهده کردند.

the designer incorporated a slitlike detail into the dress.

طراح یک جزئیات باریک را در لباس گنجاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید