tailpiece

[ایالات متحده]/'teɪlpiːs/
[بریتانیا]/'telpis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بخش اضافی که به انتهای چیزی متصل شده است، که اغلب برای اهداف تزئینی یا نهایی استفاده می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

violin tailpiece

تکه‌دم ویولن

guitar tailpiece

تکه‌دم گیتار

جملات نمونه

tailpiece of the piston rod

دم پیستون

The violin had an ornate tailpiece.

ویولن دارای یک قطعه دم‌بند تزئینی بود.

She added a decorative tailpiece to her email signature.

او یک قطعه دم‌بند تزئینی به امضای ایمیل خود اضافه کرد.

The tailpiece of the necklace was made of silver.

قطعه دم‌بند گردنبند از نقره ساخته شده بود.

He installed a new tailpiece on his guitar.

او یک قطعه دم‌بند جدید روی گیتار خود نصب کرد.

The tailpiece of the book contained a surprising twist.

قطعه دم‌بند کتاب حاوی یک پیچش غیرمنتظره بود.

The antique clock had an intricate tailpiece.

ساعت عتیقه دارای یک قطعه دم‌بند پیچیده بود.

The tailpiece of the car was damaged in the accident.

قطعه دم‌بند ماشین در تصادف آسیب دید.

She added a humorous tailpiece to her presentation.

او یک قطعه دم‌بند خنده‌دار به ارائه خود اضافه کرد.

The tailpiece of the dress added a touch of elegance.

قطعه دم‌بند لباس کمی از ظرافت را اضافه کرد.

He wrote a poignant tailpiece to his final novel.

او یک قطعه دم‌بند تاثیرگذار به رمان نهایی خود نوشت.

نمونه‌های واقعی

You just put it on your shoulder, so that the chinrest –or the tailpiece— is towards your neck, and you rest your chin on the chinrest.

شما فقط آن را روی شانه‌تان می‌گذارید، طوری که چانه‌پشتی یا دسته به سمت گردن شما باشد و چانه‌تان را روی چانه‌پشتی قرار دهید.

منبع: but why

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید