tailstock

[ایالات متحده]/ˈteɪlstɒk/
[بریتانیا]/ˈteɪlstɑk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جزء از دستگاه تراش که انتهای قطعه کار را در مقابل سر دستگاه نگه می‌دارد؛ اصطلاح دیگری برای tailstock که اغلب در زمینه‌های ماشین‌کاری استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

tailstock assembly

مونتاژ دمک

adjusting tailstock

تنظیم دمک

tailstock position

موقعیت دمک

tailstock support

نگهدارنده دمک

tailstock lever

اهرم دمک

tailstock tool

ابزار دمک

tailstock adjustment

تنظیم دمک

tailstock guide

راهنمای دمک

tailstock drive

درایو دمک

tailstock clamp

گیره دمک

جملات نمونه

the tailstock must be properly aligned for accurate machining.

دماندگی باید به درستی تراز باشد تا ماشینکاری دقیق انجام شود.

adjust the tailstock to accommodate different workpiece lengths.

دماندگی را تنظیم کنید تا طول های مختلف قطعه کار را در خود جای دهد.

make sure the tailstock is tightened before starting the lathe.

مطمئن شوید که قبل از راه اندازی دستگاه تراش، دماندگی محکم شده است.

the tailstock plays a crucial role in supporting the workpiece.

دماندگی نقش مهمی در پشتیبانی از قطعه کار دارد.

using a tailstock can enhance the stability of your setup.

استفاده از دماندگی می تواند پایداری تنظیم شما را افزایش دهد.

the tailstock is essential for turning operations.

دماندگی برای عملیات تراشکاری ضروری است.

check the tailstock for any signs of wear and tear.

دماندگی را از نظر علائم سایش و پارگی بررسی کنید.

adjust the tailstock's position to achieve better precision.

موقعیت دماندگی را تنظیم کنید تا دقت بهتری حاصل شود.

when using a tailstock, ensure the live center is properly installed.

هنگام استفاده از دماندگی، اطمینان حاصل کنید که مرکز زنده به درستی نصب شده است.

regular maintenance of the tailstock can prolong its lifespan.

نگهداری منظم از دماندگی می تواند طول عمر آن را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید