tamping

[ایالات متحده]/ˈtæmpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtæmpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل بسته‌بندی یا فشرده‌سازی یک ماده؛ ماده‌ای که برای بسته‌بندی یا فشرده‌سازی استفاده می‌شود؛ روشی برای اعمال فشار در زمینه‌های پزشکی

عبارات و ترکیب‌ها

tamping down

فشرده سازی

tamping machine

دستگاه فشاری

tamping soil

فشرده سازی خاک

tamping gravel

فشرده سازی شن و ماسه

tamping concrete

فشرده سازی بتن

tamping tools

ابزارهای فشاری

tamping process

فرآیند فشاری

tamping method

روش فشاری

tamping action

عملکرد فشاری

tamping surface

سطح فشاری

جملات نمونه

he is tamping down the soil to make it more compact.

او در حال فشار دادن خاک است تا آن را متراکم‌تر کند.

they are tamping the coffee grounds for a stronger brew.

آنها در حال فشار دادن قهوه هستند تا دم‌آوری قوی‌تری داشته باشند.

the workers are tamping the asphalt to ensure durability.

کارگران در حال فشار دادن آسفالت هستند تا دوام آن را تضمین کنند.

she is tamping the sand in the sandbox for the kids.

او در حال فشار دادن شن در جعبه شن برای بچه‌ها است.

proper tamping is essential for a solid foundation.

فشار دادن مناسب برای یک پایه محکم ضروری است.

the contractor is tamping the gravel before laying the concrete.

کنسرو ساز در حال فشار دادن سنگ‌ریزه قبل از نصب بتن است.

he is tamping down his emotions to stay calm.

او احساسات خود را سرکوب می‌کند تا آرام بماند.

tamping is a crucial step in preparing the site.

فشار دادن یک مرحله حیاتی در آماده سازی محل است.

they are tamping the earth to prevent erosion.

آنها در حال فشار دادن خاک برای جلوگیری از فرسایش هستند.

after tamping, the surface was smooth and level.

پس از فشار دادن، سطح صاف و هموار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید