| جمع | tankfuls |
full tankful
مخزن پر
empty tankful
مخزن خالی
half tankful
نیمه مخزن
extra tankful
مخزن اضافی
one tankful
یک مخزن
two tankfuls
دو مخزن
three tankfuls
سه مخزن
tankful price
قیمت مخزن
tankful cost
هزینه مخزن
tankful limit
حد مخزن
he filled the car with a tankful of gas.
او ماشین را با یک باک بنزین پر کرد.
the fish tank needs a tankful of clean water.
آکواریوم به یک باک آب تمیز نیاز دارد.
we drove for hours on a tankful of fuel.
ما ساعتها با یک باک سوخت رانندگی کردیم.
she won a tankful of prizes at the fair.
او جایزه های زیادی در نمایشگاه برد.
he always keeps a tankful of spare fuel at home.
او همیشه یک باک سوخت اضافی در خانه نگه می دارد.
the truck can carry a tankful of water for the farm.
کامیون می تواند یک باک آب را برای مزرعه حمل کند.
after a tankful of laughter, they felt much better.
بعد از یک باک خنده، آنها احساس بهتری کردند.
he bought a tankful of soda for the party.
او برای مهمانی یک باک نوشابه خرید.
they enjoyed a tankful of memories during their trip.
آنها از خاطرات زیادی در طول سفر خود لذت بردند.
with a tankful of determination, she finished the race.
با یک باک اراده، او مسابقه را به پایان رساند.
full tankful
مخزن پر
empty tankful
مخزن خالی
half tankful
نیمه مخزن
extra tankful
مخزن اضافی
one tankful
یک مخزن
two tankfuls
دو مخزن
three tankfuls
سه مخزن
tankful price
قیمت مخزن
tankful cost
هزینه مخزن
tankful limit
حد مخزن
he filled the car with a tankful of gas.
او ماشین را با یک باک بنزین پر کرد.
the fish tank needs a tankful of clean water.
آکواریوم به یک باک آب تمیز نیاز دارد.
we drove for hours on a tankful of fuel.
ما ساعتها با یک باک سوخت رانندگی کردیم.
she won a tankful of prizes at the fair.
او جایزه های زیادی در نمایشگاه برد.
he always keeps a tankful of spare fuel at home.
او همیشه یک باک سوخت اضافی در خانه نگه می دارد.
the truck can carry a tankful of water for the farm.
کامیون می تواند یک باک آب را برای مزرعه حمل کند.
after a tankful of laughter, they felt much better.
بعد از یک باک خنده، آنها احساس بهتری کردند.
he bought a tankful of soda for the party.
او برای مهمانی یک باک نوشابه خرید.
they enjoyed a tankful of memories during their trip.
آنها از خاطرات زیادی در طول سفر خود لذت بردند.
with a tankful of determination, she finished the race.
با یک باک اراده، او مسابقه را به پایان رساند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید