taped message
پیام ضبط شده
taped recording
ضبط صدا
taped up
چسبانده شده
taped together
چسبانده شده کنار هم
taped off
قطع شده با نوار
taped show
نمایش ضبط شده
taped interview
مصاحبه ضبط شده
taped performance
اجرای ضبط شده
he taped the package securely with brown tape.
او بسته را با نوار قهوهای به طور محکم چسباند.
the microphone was taped to the stand to prevent it from falling.
میکروفون برای جلوگیری از افتادن آن به پایه چسبانده شد.
she taped a drawing to the refrigerator as a reminder.
او یک نقاشی را به عنوان یادآوری روی یخچال چسباند.
the wires were taped together to keep them organized.
سیمها برای حفظ سازماندهی به هم چسبانده شدند.
we taped the map to the car window for easy navigation.
ما نقشه را برای سهولت در مسیریابی به شیشه ماشین چسباندیم.
the dancer taped her toes to prevent blisters.
رقصنده برای جلوگیری از تاول زدن انگشتان پا خود را چسباند.
he taped the recording to replay the message.
او ضبط را چسباند تا پیام را دوباره پخش کند.
the child taped colorful streamers to the wall.
کودک رشتههای رنگارنگ را به دیوار چسباند.
they taped the newspaper to repair the hole.
آنها روزنامه را برای تعمیر سوراخ چسباندند.
the athlete taped his wrists for support.
ورزشکار مچهای خود را برای حمایت چسباند.
she taped a note to the door as a reminder.
او یک یادداشت را به عنوان یادآوری به در چسباند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید