tarantelle

[ایالات متحده]/təˈræntel/
[بریتانیا]/təˈræntel/

ترجمه

n. یک رقص سریع ایتالیایی در زمان 6/8، به طور 전統ی با سبک زیبایی و چرخش، یا موسیقی ساخته شده برای این رقص.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

dance a tarantelle

رقص یک تارانتل

tarantelle music

موسیقی تارانتل

the tarantelle

тарانتل

tarantelles by chopin

тарانتل‌های چاپل

tarantelled wildly

به طور بی‌رویه تارانتل زد

tarantelle rhythm

ریتم تارانتل

tarantelle tempo

تندی تارانتل

tarantelle movement

حرکت تارانتل

tarantelle composition

سازوکار تارانتل

جملات نمونه

the orchestra performed a lively italian tarantelle that captivated the audience.

آورکسترای با دوپیچی ایتالیایی تارانتلله‌ای پر انرژی اجرا کرد که مخاطبان را به خود جذب کرد.

she learned to dance the traditional tarantelle during her summer in naples.

او در تابستان خود در ناپلز یاد گرفت که چگونه رقص تارانتلله سنتی را انجام دهد.

the composer wrote an energetic tarantelle in triple time for the ballet.

سازنده یک تارانتلله پر انرژی با زمان سه‌بندی برای بал레 نوشت.

children danced in a circle, their feet matching the rapid rhythm of the tarantelle.

کودکان در یک دایره رقصیدند، پای آن‌ها با ریتم سریع تارانتلله هم‌زمان بود.

the pianist skillfully played a lively tarantelle during the concert.

پیانیست به خوبی یک تارانتلله پر انرژی را در حین کنسرت اجرا کرد.

his grandmother taught him the steps of the folk tarantelle from her village.

مادربزرگ او به او گفتارهای تارانتلله سنتی روستای خود را آموزش داد.

the tarantelle's frenzied tempo reflected the spider's frantic dance mentioned in legend.

تندی ریتم تارانتلله با رقص شدید پارچه‌ای که در افسانه‌ها ذکر شده است همخوانی داشت.

music teachers often use tarantelles to teach students about compound meter.

معلمان موسیقی اغلب از تارانتلله‌ها برای آموزش دانش‌آموزان دربارهٔ متر ترکیبی استفاده می‌کنند.

the couple performed a passionate tarantelle as the finale of their recital.

این زوج یک تارانتلله عاشقانه را به عنوان پایان نمایش خود اجرا کردند.

ancient healers believed dancing a tarantelle could cure the venom of a tarantula bite.

درمانگران باستان باور داشتند که رقصیدن یک تارانتلله می‌تواند سم زنده‌پا را درمان کند.

she practiced the tarantelle daily, determined to master its intricate footwork.

او به طور روزانه تارانتلله را تمرین می‌کرد، با اصرار بر اینکه گام‌های پیچیده آن را به خوبی یاد بگیرد.

the village square came alive with drums as people began the tarantelle.

وقتی مردم شروع به رقص تارانتلله کردند، میدان روستا با زنگ‌های طبل به زیبایی پر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید