tartines

[ایالات متحده]/tɑːˈtiːn/
[بریتانیا]/tɑrˈtin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک برش نان، معمولاً با کره، مربا یا سایر پخش‌ها پوشانده شده است

عبارات و ترکیب‌ها

avocado tartine

نان آووکادویی

smoked salmon tartine

نان سالمون دودی

chicken tartine

نان مرغ

tartine bar

بار تارتین

tartine recipe

دستور تهیه تارتین

fruit tartine

تارتین میوه

tartine platter

سینی تارتین

tartine spread

كره تارتین

herbed tartine

تارتین با طعم گیاهان

tartine toast

نان تست تارتین

جملات نمونه

i enjoy a tartine with avocado for breakfast.

من عاشق خوردن یک تارتین با آووکادو برای صبحانه هستم.

she spread some jam on her tartine.

او کمی مربا روی تارتین خود پخش کرد.

for lunch, i had a smoked salmon tartine.

برای ناهار، من یک تارتین سالمون دودی خوردم.

a tartine is a great option for a light snack.

یک تارتین گزینه خوبی برای یک میان وعده سبک است.

he made a delicious tartine with goat cheese.

او یک تارتین خوشمزه با پنیر بز درست کرد.

we shared a dessert tartine at the café.

ما یک تارتین دسر را در کافه با هم به اشتراک گذاشتیم.

she loves experimenting with different tartine toppings.

او عاشق آزمایش با پوشش های مختلف تارتین است.

a tartine can be both savory and sweet.

یک تارتین می تواند هم شور و هم شیرین باشد.

he ordered a tartine with fresh tomatoes and basil.

او یک تارتین با گوجه فرنگی تازه و ریحان سفارش داد.

making a tartine is easy and fun.

تهیه یک تارتین آسان و سرگرم کننده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید