tautness

[ایالات متحده]/'tɔ:tnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشش؛ تنش

جملات نمونه

The tautness of the rope made it difficult to untie.

سفت‌بودن طناب باعث می‌شد باز کردن آن دشوار باشد.

Her face showed the tautness of her emotions.

چهره‌اش نشان‌دهنده سفت‌بودن احساساتش بود.

The tautness of the situation demanded quick action.

سفت‌بودن اوضاع و شرایط نیازمند اقدام سریع بود.

His muscles bulged with tautness as he lifted the heavy weight.

عضلاتش با سفت‌بودن خود، هنگام بلند کردن وزنه سنگین بیرون زده بودند.

The tautness in her voice revealed her anxiety.

سفت‌بودن صدايش نشان‌دهنده اضطرابش بود.

The tautness of the fabric gave the dress a sleek look.

سفت‌بودن پارچه به لباس ظاهری مدرن و شیک بخشید.

The tautness of the drum skin produced a crisp sound.

سفت‌بودن پوست طبل صدایی واضح و زنده ایجاد کرد.

The tautness of the wire kept the fence sturdy.

سفت‌بودن سیم باعث استحکام حصار شد.

The tautness of the sail allowed the boat to move swiftly.

سفت‌بودن بادبان به قایق اجازه داد به سرعت حرکت کند.

The tautness in his expression indicated his determination.

سفت‌بودن چهره‌اش نشان‌دهنده اراده‌اش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید