teacup

[ایالات متحده]/'tiːkʌp/
[بریتانیا]/ˈtiˌkʌp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فنجان کوچک، معمولاً با دسته، که برای سرو چای استفاده می‌شود؛ یک واحد ظرفیت معادل حجم یک فنجان چای.

جملات نمونه

the rattle of teacups on the tray.

صدای برخورد فنجان‌ها روی سینی.

A teacup should stand in a saucer.

یک فنجان چای باید روی نعلکه‌ای قرار گیرد.

Would you like teacups or galsses?

آیا فنجان چای یا لیوان می‌خواهید؟

porcelain teacups; a doll with a porcelain face.

فنجان‌های چای چینی؛ یک عروسک با چهره‌ای چینی.

Carelessly,I knocked my teacup over and the tea went all over the tablecloth.

بی‌احتیاطی، فنجان چایم را واژگون کردم و چای روی همه پارچه سفره ریخت.

crooks her little finger when she holds a teacup;

وقتی یک فنجان چای در دست دارد، انگشت کوچک خود را خم می‌کند;

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید