teasel

[ایالات متحده]/'tiːzl/
[بریتانیا]/'tiːzl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هر یک از چندین گیاه از جنس Dipsacus، که برای بالا بردن پرز روی پارچه استفاده می‌شود؛ گیاهی از خانواده Dipsacaceae
vt. برای بالا بردن پرز روی پارچه با استفاده از teasel
adj. مربوط به یا مربوط به خانواده Dipsacaceae
Word Forms
جمعteasels

عبارات و ترکیب‌ها

teasel plant

گیاه شوکران

teasel flower

گل شوکران

teasel seeds

دانه‌های شوکران

teasel root

ریشه شوکران

teasel extract

عصاره شوکران

teasel tea

چای شوکران

teasel oil

روغن شوکران

teasel benefits

فواید شوکران

teasel fiber

الیاف شوکران

teasel habitat

زیستگاه شوکران

جملات نمونه

the teasel plant is known for its unique appearance.

گیاه خارمشک به دلیل ظاهر منحصر به فردش شناخته شده است.

teasel is often used in traditional herbal medicine.

خارمشک اغلب در طب گیاهی سنتی استفاده می شود.

many artists use teasel for its interesting texture in crafts.

بسیاری از هنرمندان از خارمشک به دلیل بافت جالب آن در صنایع دستی استفاده می کنند.

teasel flowers attract various pollinators in the garden.

گل های خارمشک گونه های مختلفی از گرده افشان ها را در باغ جذب می کنند.

in the past, teasel was used to raise the nap on woolen fabrics.

در گذشته، از خارمشک برای ایجاد پرز روی پارچه های پشمی استفاده می شد.

teasel can grow in a variety of soil types.

خارمشک می تواند در انواع مختلف خاک رشد کند.

some people cultivate teasel for its ornamental value.

برخی افراد خارمشک را به دلیل ارزش زینتی آن کشت می کنند.

teasel has a long history of use in textile production.

خارمشک سابقه طولانی استفاده در تولید منسوجات دارد.

the prickly leaves of the teasel can be quite distinctive.

برگ های خاردار خارمشک می توانند بسیار متمایز باشند.

harvesting teasel requires careful handling to avoid injury.

دریافت خارمشک نیاز به مراقبت برای جلوگیری از آسیب دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید