tempests

[ایالات متحده]/ˈtɛmpɪsts/
[بریتانیا]/ˈtɛmpəsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طوفان‌های خشن؛ چیزهایی که شبیه طوفان هستند؛ آشفتگی؛ طوفان‌ها (جمع tempest)
v. مزاحم شدن؛ ایجاد طوفان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

weathering tempests

تحمل طوفان‌ها

tempests of life

طوفان‌های زندگی

facing tempests

مواجهه با طوفان‌ها

tempests arise

طوفان‌ها آغاز می‌شوند

tempests rage

طوفان‌ها خشمگین می‌شوند

calm tempests

طوفان‌های آرام

tempests brew

طوفان‌ها در حال شکل‌گیری هستند

tempests pass

طوفان‌ها می‌گذرند

tempests threaten

طوفان‌ها تهدید می‌کنند

tempests calm

طوفان‌ها آرام می‌شوند

جملات نمونه

we weathered the tempests of life together.

ما با هم طوفان‌های زندگی را پشت سر گذاشتیم.

the ship sailed through tempests with great skill.

کشتی با مهارت فراوان از میان طوفان‌ها عبور کرد.

tempests can teach us about resilience.

طوفان‌ها می‌توانند به ما در مورد انعطاف‌پذیری آموزش دهند.

he faced the tempests of criticism bravely.

او با شجاعت با طوفان انتقادات روبرو شد.

tempests often bring unexpected changes.

طوفان‌ها اغلب تغییرات غیرمنتظره‌ای به همراه دارند.

they found shelter from the tempests in a cave.

آنها در غاری از طوفان‌ها پناه گرفتند.

tempests may reveal true character.

طوفان‌ها ممکن است شخصیت واقعی را آشکار کنند.

she remained calm despite the tempests around her.

او با وجود طوفانی که در اطرافش بود، آرامان باقی ماند.

tempests can disrupt even the best-laid plans.

طوفان‌ها می‌توانند حتی بهترین برنامه‌ها را مختل کنند.

we learned to navigate through tempests together.

ما یاد گرفتیم با هم از میان طوفان‌ها عبور کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید