ten-year-old boy
پسر ده ساله
a ten-year-old
یک پسر ده ساله
ten-year-old daughter
دختر ده ساله
ten-year-olds playing
بچههای ده ساله در حال بازی
the ten-year-old
پسر ده ساله
ten-year-old student
دانشآموز ده ساله
was a ten-year-old
یک پسر ده ساله بود
ten-year-old twins
دوقلوهای ده ساله
helping a ten-year-old
کمک به یک پسر ده ساله
ten-year-old friend
دوست ده ساله
the ten-year-old boy loved building elaborate lego castles.
پسر ده ساله عاشق ساختن قلعههای لگوی پیچیده بود.
she was a remarkably talented ten-year-old pianist.
او یک پیانیست ده ساله با استعداد فوق العاده بود.
our ten-year-old daughter is starting middle school next year.
دختر ده ساله ما سال آینده وارد مدرسه راهنمایی خواهد شد.
he’s a curious ten-year-old, always asking questions.
او یک پسر ده ساله کنجکاو است، همیشه در حال پرسیدن سؤال.
the ten-year-old athlete broke the school record in the 100m dash.
ورزشکار ده ساله رکورد مدرسه را در دوی 100 متر شکست.
we bought a new bike for the ten-year-old’s birthday.
ما یک دوچرخه جدید برای تولد پسر ده ساله خریدیم.
the ten-year-old struggled with fractions in math class.
پسری که ده سال داشت در کلاس ریاضی با کسرهای ریاضی مشکل داشت.
she’s a bright and energetic ten-year-old with a great smile.
او یک دختر ده ساله باهوش و پرانرژی با لبخند زیبایی است.
the ten-year-old’s favorite book was about a brave knight.
کتاب مورد علاقه پسر ده ساله درباره یک شوالیه دلیر بود.
he’s a responsible ten-year-old who helps with chores around the house.
او یک پسر ده ساله مسئولیت پذیر است که در کارهای خانه کمک می کند.
the ten-year-old practiced the violin for an hour every day.
پسر ده ساله هر روز یک ساعت ویولن تمرین می کرد.
ten-year-old boy
پسر ده ساله
a ten-year-old
یک پسر ده ساله
ten-year-old daughter
دختر ده ساله
ten-year-olds playing
بچههای ده ساله در حال بازی
the ten-year-old
پسر ده ساله
ten-year-old student
دانشآموز ده ساله
was a ten-year-old
یک پسر ده ساله بود
ten-year-old twins
دوقلوهای ده ساله
helping a ten-year-old
کمک به یک پسر ده ساله
ten-year-old friend
دوست ده ساله
the ten-year-old boy loved building elaborate lego castles.
پسر ده ساله عاشق ساختن قلعههای لگوی پیچیده بود.
she was a remarkably talented ten-year-old pianist.
او یک پیانیست ده ساله با استعداد فوق العاده بود.
our ten-year-old daughter is starting middle school next year.
دختر ده ساله ما سال آینده وارد مدرسه راهنمایی خواهد شد.
he’s a curious ten-year-old, always asking questions.
او یک پسر ده ساله کنجکاو است، همیشه در حال پرسیدن سؤال.
the ten-year-old athlete broke the school record in the 100m dash.
ورزشکار ده ساله رکورد مدرسه را در دوی 100 متر شکست.
we bought a new bike for the ten-year-old’s birthday.
ما یک دوچرخه جدید برای تولد پسر ده ساله خریدیم.
the ten-year-old struggled with fractions in math class.
پسری که ده سال داشت در کلاس ریاضی با کسرهای ریاضی مشکل داشت.
she’s a bright and energetic ten-year-old with a great smile.
او یک دختر ده ساله باهوش و پرانرژی با لبخند زیبایی است.
the ten-year-old’s favorite book was about a brave knight.
کتاب مورد علاقه پسر ده ساله درباره یک شوالیه دلیر بود.
he’s a responsible ten-year-old who helps with chores around the house.
او یک پسر ده ساله مسئولیت پذیر است که در کارهای خانه کمک می کند.
the ten-year-old practiced the violin for an hour every day.
پسر ده ساله هر روز یک ساعت ویولن تمرین می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید